سایت خبری “لاف”(الف سابق)

آخرین اخبار از تخلف کارمندان بانک ملی

به گزارش خبرنگار “لاف” کارمندان بانک ملی دیروز پس از یک ماه حقوق گرفتند. گزارش شاهدان عینی حاکی از این است که این حقوق به حساب آنها واریز شده است. این تخلف گسترده در حالی رخ می دهد که این کارکنان در روز فقط ۱۰ ساعت کار می کنند، پنجشنبه ها تعطیل نیستند و بعضی از جمعه ها نیز سر کار می روند.

به نظر شما چرا باید اینگونه باشد وقتی فوتبالیستها پول ندارند ویلای جدید بخرند و یا بازیگران سینما یک سال است ماشین خود را عوض نکرده اند و یا بعضی از کارمندان ادارات محترم برای راه انداختن کار مردم از آنها کمتر از دویست، سیصد هزار تومان نمی گیرند چرا باید کارمندان بانک ملی (و حتی سایر بانکها) حقوق بگیرند.

لطف نظر دهید و ما در گسترش این بحث کمک کنید.

نظراتی در این سایت منتشر خواهد شد که حاوی تهمت به کارمندان بانکها به خصوص بانک ملی باشد و سایت لاف از ارائه نظراتی که به تعمیق بحث کمک کند متنفر است.

نظرات کاربران سایت “لاف”(الف سابق)

اصغر
۱۳۹۰-۱۰-۱۲ ۱۴:۱۳:۵۴
دیروز ساعت ۶ بعدازظهر رفتم بانک می بینم تعطیله! آخه اینا کی کار می کنن همش که تعطیلن!(۵۸۵۴۴۲)

reza
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۰-۱۰-۱۳ ۱۲:۲۷:۰۶
جمعه ها چرا در بانک بسته است! (۵۸۷۴۹۳)

کارمند اداره x
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۰-۱۰-۱۳ ۱۴:۲۲:۳۲
واقعا در جامعه ای که مردم پول ندارن که در ازای انجام کاراشون  به ما بدن، حقوق گرفتن کارمندای بانک نوبره!
… (۵۸۷۸۴۷)

خبرنگار سایت الف (لاف)
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۰-۱۰-۱۲ ۱۴:۱۴:۵۶
یادت نره اون پولی که گفته بودی در ازای انتشار این خبر به من می دی را به حسابم بریزی.(۵۸۵۴۴۴)

یکی از بازیکنان پرسپولیس و استقلال
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۰-۱۰-۱۲ ۱۴:۳۶:۰۳
من پول ندارم برای ویلای جدیدم تو دبی جکوزی و سونا درست کنم اونوقت کارمندان بانک حقوق می گیرن این است عدالت! (۵۸۵۵۱۳)
 —————————————————-
به نقل از وبلاگ همکار گرامی: مجید —doniayeazad.persianblog.ir
http://www.shokri.ir/banknevesht/wp-content/themes/the-book/the-book/images/mohr1.gif
———————————————————————————————————-

« تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل»

گاگول پروری در لایه میانی مدیریت

مدتی است که گاگول پروری بعنوان یک اصل در جامعه مدیریتی دیده شده است.Gagool لغت گاگول معنا و تعابیر خاص خود را داشته و در موقعیت های مختلف معانی گوناگونی را یدک می کشد. این لغت بنظر می رسد زیاد هم قدیمی نبوده زیرا در فرهنگ لغات اشاره ای به آن نشده است. اما هر چه هست، سوژه مناسبی برای مدیریت لایه میانی شناخته شده است.
گاگول به فردی گفته می شود که بود و نبود آن تاثیری نداشته و فقط به عنوان عروسک خیمه شب بازی عمل می کند. این فرد اراده ای از خود ندارد. در حال حاضر از چنین شخصیت هایی در جامعه کنونی استقبال شده است بطوری که جایگاه خود را کم کم در جامعه بدست آورده اند.

لایه میانی مدیریت همان لایه ارتباطی مدیریت بالا با پرسنل اجرایی (پایین دستی) یک مجموعه است. این لایه نقش مهمی بعهده دارد. ایشان با تمامی مشکلات بخش آشنا و راهکار های آن را با مشورت از پرسنل پایینی پیدا می کنند. این لایه به عنوان لایه تبدیل تصمیم به عمل شناخته شده و کارایی افراد این لایه از مهمترین اصول اجرای کار است. اما متاسفانه دیده شده است که افراد گاگول کم کم جایگاه خود را در این لایه پیدا کرده اند که نتیجه ای جز تباهی سیستم عاید سیستم نشده است. البته وجود گاگول برای تمامی لایه های سیستم خوشایند است که هر کدام لائل خاص خود را دارند.

با توجه به پیچیده شدن پست مدیریت در جامعه امروزی، مدیران برای حفظ جایگاه خود، دیگر به فکر بازده ای سیستم نیستند. اصلاً بازده ای سیستم جز فرعیات سیستم ها شده است. حال ایشان برای رسیدن به اهداف خود گاگول ها را در لایه میانی مدیریت قرار می دهند. از دلائل عمده آن می توان به موارد زیر اشاره کرد؛گاگول

– عدم پیشرفت پایین دستی ها تا لایه میانی مدیریت.
یعنی دیگر رغیبی برای ایشان وجود ندارد. کسی غیر از ایشان در سیستم برای جایگزینی اش وجود ندارد. زیرا فقط گاگول ها در لایه میانی هستند و بقیه (که افراد لایق در میان آنها هستند) در لایه پایینی فسیل می شوند.

– کنترل یک گاگول آسان تر است.
همان طور که واضح است، گاگول بدون چون و چرا دستورات را اجرا می کند ولی یک فرد معمولی، قبل از انجام کار فکر کرده http://shokri.ir/smileys/39.gifو در صورت مشکل دار بودن آن، آنرا انجام نمی دهد تا دلیل آن را بفهمد.

– اجرای نیت خود و لو غیرقانونی و غیرمنطقی.
مدیریت بهرحال یک انسان است و ممکن است به هر کاری دست بزند. پس وقتی مانعی در سر راهش نباشد و همه با او هم صدا و حامی او باشند، دیگر ترسی از انجام کارهای غیرمنطقی و غیرقانونی ندارد.

– شنیدن کلمه چشم قربان از همه.
آرامش بخش ترین کلمه برای یک مدیر، کلمه چشم قربان و بدون چون و چراست http://shokri.ir/smileys/16.gifکه گاگول برای همین کار آفریده شده است.

– نبودن اعتراض از پایینی ها
روز یک مدیر با اعتراضhttp://shokri.ir/smileys/kpc1pdtkaaoweh776o0.gif خراب می شود. چه کسی غیر از گاگول قادر به تامین هر روز خوب برای یک مدیر استhttp://shokri.ir/smileys/ceerang226.gif.

– ارائه گزارش مورد پسند مدیر از لایه پایینی به لایه بالایی.
در اینجا گاگول بعنوان یک فیلتر عمل کرده و گزارشات را بدلخواه مدیر پالایش می کند. ایشان فقط به فکر مدیر است و دغدغه او ارائه گزارش عملکرد صحیحی از مدیریت است.

– تسلیم در برابر سیاست دیکتاتوری سیستم.
هر کس با حضور در یک سیستم خود را جزئی از آن دانسته و برای پیشرفت سیستم در سیاست ها اعمال نظر می کند ولی گاگول نظرش همان نظر بالا سری هاست.

– ریختن پر و بال افراد لایق
هیچ کس از ابتدا رئیس نیستhttp://shokri.ir/smileys/ceerang201.gif ولی با توجه به لیاقت و استعداد خود، پله ها ترقی را طی کرده و به مراتب بالا می رسد. یکی از تخصص های گاگول، نابودن کردن افراد با استعداد است. با تصمیم های احمقانهhttp://shokri.ir/smileys/34.gif ایشان را نتنها از ادامه کار و ترقی، بلکه از زنده بودن هم نا امید می کند. حال با نابود کردن انسان های لایق، جایگزینی برای بالا سری ها وجود ندارد.
حال به مواردی که پایین دستی را وادار به پسندیدن فرد گاگول می کند، می پردازیم.

– گیرندادن
یکی از خصلت های بزرگ گاگول گیرندادن است. گاگول به کار خود مشغول بوده و اصلاً اتفاقات اطراف برای او اهمیت ندارد.

– پیچاندن – کش دار کردن – در رفتن از زیر کار بدون اعمال کنترل
پایین دستی ها برای آسان کردن کارها از ترفند های پیچاندن – کش دار کردن – در رفتن از زیر کار استفاده می کنند که هیچ کدام از موارد اشاره شده برای گاگول اهمیتی ندارد.

– گرفتن امتیازات عجیب و غریب
پایین دستی ها با ترفندها و قانون سازی یا تحریف قانون اقدام به گرفتن امتیازات عجیب و غریب می کنند.

– دستکاری داده های پیشرفت کار
گاگول که چیزی جز دادن گزارش رنگارنگ به مدیریت بالادستی برایش اهمیت ندارد، با آغوشی باز از گزارشات دستکاری شده پیشرفت کار استقبال می کند.

– عدم حضور بموقع سر کار و گرفتن اضافه کار نامعقول
بود و نبود گاگول در منطقه اصلا اهمیتی ندارد و پایین دستی ها بصورتی هماهنگ ورود و خروج و مقدار اضافه کاری خود را کنترل می کنند.

– رفتن به مسافرت های ماموریتی
پایین دستی ها برای رفتن به مسافرت های شخصی، ماموریتی برای مقصد درست می کنند و گاگول هم که فعال بودن سیستمش برایش اهیمت دارد، ماموریت را یکی از نشان های فعال بودن سیستم می بیند.

– انجام هر کاری غیر از وظیفه کاری در وقت اداری
عبارتی به نام کنترل پایین دستی ها برای گاگول وجود ندارد.

در این میان نیز هم رده های میان دستی ها از گاگول پروری حمایت می کنند زیرا؛

– زیر سوال رفتن گاگول ها
غیرگاگول عمل کردن یکی از لایه های میانی مدیریتی، بقیه هم رده های ایشان که گاگول هستند را زیر سوال برده و عملکرد ایشان کاملا سیاه می شود. بنابراین گاگول بودن همه اصل اولیه گاگول پروری است.

– گیر ندادن
اصولا مدیریت های میانی هم رده، با هم تعاملی داشته و کارهای ایشان به یکدیگر وابسته است. حال گاگول نبودن یکی باعث گیردادنhttp://shokri.ir/smileys/ceerang096.gif به بقیه می شود که خوشایند ایشان نیست.

در اینجا سوالی که به ذهن همه خطور می کند.

سوال؛ چرا باید گاگول باشیم؟
پاسخ؛ برای حفظ شغل خود و پیشرفت و رسیدن به لایه های بالای مدیریتی باید گاگول بود. زیرا این گاگول است که قادر به رسیدن به لایه میانی مدیریت است و بدون رسیدن به این لایه نمی توان به لایه های بالای مدیریتی رسید. در ضمن درصورت گاگول نبودن، پر و بال شکسته شده و کسی که پر و بالش شکسته شده، دیگر پیشرفت برای او اهمیتی ندارد.

پس ما هم برای پیشرفت به جمع گاگول ها اضافه می شویم.http://shokri.ir/smileys/ceerang038.gif

http://www.shokri.ir/banknevesht/wp-content/themes/the-book/the-book/images/mohr1.gif

——————————————————————————————————————–

بازاریابی و جذب مشتری به زبان ساده!

این  روزا بحث جذب منابع و مشتری از سمت مدیران بانکها افزایش داشته…ولی قدم اول شناخت صحیح  اصطلاحات بازاریابیه..برای مقایسه ساده مطالب دانشگاهی بازاریابی این چند خط را نقل قول می کنم تا برداشت صحیحی از این عبارتها داشته باشیم .(دوستان لطفا بد برداشت نکنند و فقط به روش بانکی فکر کنید!)

———————————————————————————-

bazaryabi

درک اصطلاحات بازاریابی

در دانشگاه استنفورد، استاد در حال شرح دادن مفهموم بازاریابی به دانشجویان خود بود….

۱-شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ،بلافاصله میرین پیشش و می گین : “من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن” ، به این میگن بازاریابی مستقیم

۲-شما در یک مهمانی به همراه دوستانتون ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله یکی از دوستاتون میره پیش دختره ، به شما اشاره می کنه و می گه : ” اون پسر ثروتمندیه ، باهاش ازدواج کن” ، به این  می گن تبلیغات

۳-شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ،شما اونو به یه بستنی دعوت میکنید ولی قبل از اینکه جواب شمارو بده یه پسر با کلاس بهش میگه خانم یه لانچ در خدمتتون باشیم.به این میگن سختی رقابت با کالای خارجی
۴-شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ،بلافاصله میرین پیشش و شماره تلفنش رو می گیرین ، فردا باهاش تماس می گیرین و می گین : “من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن” ، به این میگن بازاریابی تلفنی

۵-شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ،بلافاصله کراواتتون رو مرتب می کنین و میرین پیشش ، اون رو به یک نوشیدنی دعوت می کنیین ، وقتی کیفش می افته براش از روی زمین بلند می کنین ، در آخر هم براش درب ماشین رو باز می کنین و اون رو به یک سواری کوتاه دعوت می کنین و میگین : ” در هر حال ، من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج می کنی؟” ، به این میگن روابط عمومی

۶-شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین که داره به سمت شما میاد و میگه : “شما پسر ثروتمندی هستی ، با من ازدواج می کنی؟” ، به این می گن شناسایی علامت تجاری شما توسط مشتری

۷- شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ،بلافاصله میرین پیشش و می گین : “من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن” ، بلافاصله اون هم یک سیلی جانانه نثار شما می کنه ، به این میگن پسزدگی توسط مشتری

۸- شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ،بلافاصله میرین پیشش و می گین : “من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن” و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفی می کنه ، به این می گن شکاف بین عرضه و تقاضا

۹-شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ،ولی قبل از این که حرفی بزنین ، شخص دیگه ای پیدا می شه و به دختره میگه : “من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن” به این میگن از بین رفتن سهم توسط رقبا

۱۰-شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ،ولی قبل از این که بگین : “من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن” ،همسرتون پیداش میشه ، به این میگن منع ورود به بازار

لینک منبع: www.manager20.mihanblog.com

http://www.shokri.ir/banknevesht/wp-content/themes/the-book/the-book/images/mohr1.gif

——————————————————————————————————————————————————-

نا گفته هایی از کار در بانک!

بانکها و کارکنان آنها در چند سال اخیر همزمان هم مسبب اکثر مشکلات مملکت شناخته شده اند و هم باید با تحمل فشارهای روزافزون دولت حلال حجم زیادی از مشکلات باشند..

—————————————————-

در جامعه ما مردم کمتر اعتراض و یا حتی گلایه ای از کارکنان بانکها می شنوند و این موضوع حمل بر آسودگی خاطر و آسایش ایشان شده ولی باور کنید در پس چهره هایی که باید در پشت گیشه های بانکها تا آخرین لحظه با لبخند از شما پذیرایی کنند و همیشه هم در هر نوع تقابل احتمالی با مشتری از طرف سیستم خود نیز محکوم بوده و حق اعتراض ندارند خستگیهای جسمی و روحی فراوانی مخفی است که کمتر اجازه بروز پیدا می کند . ذکر چند نمونه :

– کارکنان بانکها از جمله سحرخیزترین کارمندان هستند و ضمنا”‌ ساعات کاری طولانی تری در روز دارند به صورتیکه مثلا”‌ از ۷٫۵ صبح تا ۵ بعداز ظهر یا حتی تا ۸شب ملزم به حضور در بانک و ارائه خدمات هستند .
– در هیچ یک از تعطیلات غیر مترقبه مثل شرایط آب و هوائی خاص بانکها مجاز به تعطیل شدن نیستند .
در اکثر تعطیلات بیش از دو روز حضور عده ای از کارکنان بانک به صورت کشیک اجباری است .
در اکثر بانکها اختصاص اضافه کار به کارکنان منو ط به حضور ایشان بوده و مانند اکثر ادارات از کف ساعت اضافه کار برخوردار نیستند تا حتی در صورت عدم حضور نیز اضافه کار دریافت کنند!!!!!
– حجم زیادی از مرخصیهای کارکنان بانکها به علت عدم نیروی جایگزین سوخت شده و عملا”‌ برای اکثر آنها مرخصی یک هفته تا ده روز یا مسافرت طولانی آروزیی دست نیافتنی است .
آمار طول عمر متوسط کارکنان بانکها و مقایسه آن با سایر ادارات گویای بسیاری از واقعیتهاست .
بگذریم ظاهرا” مطلب طولانی شد و درددلهای ما تمامی ندارد . تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل .
فردا روز دیگری است و ما مصمم به ادامه خدمت به همه مشتریان حتی آنها که از ما و کارمان گله مندند.

نقل قول از یکی از همکاران بانکی “بانک مسکن کاشان”
—————————————————————————————————————————-

۱۳ تجربه از یک کارمند دولت :

یکی از دوستان ما روی دست آقای «برایان تریسی» رو زده و ۱۳ تجربه ناب برای موفق شدن در سازمانهای دولتی در ایران رو کشف کرده.

در صورتی که کارمند دولت هستید حتما از این تجربیات استفاده کنید:

تجربیات یک کارمند دولت - وبلاگ محمدبیگی

۱- در یک سیستم دولتی؛ سعی کنید «لال بودن» را تمرین کنید! این تمرین در میزان عزیز بودن شما بسیار موثر است.

۲- در یک سیستم دولتی؛ هیچگاه کارمندان را با یکدیگر مقایسه نکنید؛ چون قطعا شاهد تبعیض خواهید بود.

۳- در یک سیستم دولتی؛ اگر مدیرتان ۳ یا ۴ ایراد دارد انتظار رفتنش را نکشید، چون قطعا نفر بعدی او ۴۳ ایراد دارد!

۴- در یک سیستم دولتی؛ می توانید با کارهای کم و کوچک، محبوبیت فراوانی به دست آورید؛ فقط کافی است «زبان» خود را تقویت کنید!

۵- در یک سیستم دولتی؛ ممکن است که هر چه بیشتر کار کنید، بیشتر خوار و خفیف باشید.

۶- در یک سیستم دولتی؛ با اشکالات سازمانتان بسازید و هرگز آنها را با مدیرتان در میان نگذارید؛ درغیر این صورت یک مشکل دیگر به سازمان اضافه می شود. آن مشکل، شما هستید!

۷- در یک سیستم دولتی؛ اشتباهات یک مدیر را هیچگاه به مدیر دیگر نگویید؛ در غیر اینصورت بجای یک مدیر، دو مدیر در مقابل شما موضع گیری خواهند کرد.

۸- در یک سیستم دولتی؛ با انجام کارهای مختلف و فعالیتهای به موقع، نظم شما تشخیص داده نمی شود؛ بلکه برای این کار راههای ساده تری هم هست. مثلا فقط کافیست همیشه میز کارتان را منظم نگه دارید!

۹- در یک سیستم دولتی؛ اضافه بر کارهای معمول کار اضافه ای انجام ندهید؛ در غیر اینصورت انتظار پاداش بیشتری نیز نداشته باشید.

۱۰- در یک سیستم دولتی؛ همیشه حرفها (فرمایشات) مدیرتان را تایید کنید، حتی اگر از نظر او «ماست، سیاه باشد!»

۱۱- در یک سیستم دولتی؛ تنها کاری که واجب است سریع انجام دهید، کاری است که مدیر شما شخصا از شما خواسته است.

۱۲- در یک سیستم دولتی؛ تنها انگیزه ای که می تواند شما را وادار به کار کند «کسب روزی حلال» است.

۱۳- در یک سیستم دولتی؛ آسه برو، آسه بیا، که گربه شاخت نزنه؛ مگر اینکه با گربه نسبتی داشته باشید!

—————————-

به نقل از وبلاگ “دغدغه های یک کارمند بانک”

بنگاه خیریه!!!!

خوب این روزا بحث تبدیل بانکهابه موسسات قرض الحسنه داغ شده نمیدونم این بحثا ار کجا نشات میگیره ولی به نظر میرسه بنیان اقتصاد کشور هدف این تصمیمه.بعد از اینکه گناه تمام نابسامانیهای مملکت پس از استکبار جهانی به گردن بانکها گذاشته شدبایدم منتظر اینجور تصمیماتی باشیم.خوب ماکه دستمون به آمریکا نمیرسه ولی بانکها همین بقل گوشمونن خوبه که یقشونو بچسبیم.ما بالاخره نفهمیدیم این ذلیل مرده بانک چه گناهی به درگاه ایزدپاک کرده که خارجیا هرروز یکی از بانکهارو مشمول تحریم میکنن و در داخلم که همه زورشون به بانکها میرسه.به نظر شما هدف هر دو طرف یکی نیست؟؟….

(به نقل از وبلاگ ” کارکنان بانک تجارت استان فارس” که الحمدالله در راستای طرح رفع معضلات بانکی “ف-ی-ل-ت-ر” شده)