باز هم دو شیوه جدید کلاهبرداری

مثل اینکه قرار تو این وبلاگ ، فقط از روشهای جدید کلاه برداری های اینترنتی و پیامکی بگیم… یه سری از این هموطنای ما اینقدر استعداد دارن که نمیگذارن دو روز نفس بکشیم..هنوز عرق اون پست قبلی خشک نشده، دو تا روش کلاهبردای دیگه ابداع میکنن…هزار ماشااله!!!..پنجم همین ماه بود که اون مطلب “دزدان اینترنتی چگونه پول‌هایمان را می‌برند؟! ” را نوشتم..امروزم که نهم اسفنده! بانک ملی امروز یه اطلاعیه داده در مورد دو روش جدید کلاهبرداری اینترنتی و پیامکی، گفتم تا رودست نخوردین سریع اطلاع بدم.

اولی اینکه یه سایتی به آدرس: www.irancellvitrin.com (که فکر کنم الآن کله پا شده باشه) از شماره ۲۰۰۰۸۰۲۴ براتون پیامک میفرسته که: شما برنده جوایز ویترین ایرانسل شدین و ازتون میخواد که به سایتشون مراجعه کنید. تو سایتشون هم صفحات ویترین ایرانسل و ارسال مرسوله های پستی سایت شرکت پست ، کپی و در صفحه بعدی ، صفحه پرداخت اینترنتی بانک ملی ایران شبیه سازی شده و از این راه اطلاعات کارتهای شما را گرفته و سریعا از خجالت حسابتون درمیان( دقیقا مثل همون روشی که قبلا تو پست”کلاهبرداری به روش شبیه سازی!” گفته بودم).

دومین روش هم اینه که : افراد کلاهبردار با شماره همراهتون تماس میگیرن و خودشون را از دفتر یکی از مقامات کشوری معرفی میکنن و میگن که مبالغی تحت عنوان هدیه به شما اختصاص داده شده.بعد ازتون میخوان که به خودپرداز مراجعه کنید و رمز دوم کارتتون را با شماره همراهتون یکی کنید. بعد هم شماره کارت و کد cvv2 را نیز به آنها اعلام کنید تا وجه به حسابتون واریز بشه .بعد هم با استفاده از اطلاعات به دست اومده، بلافاصله عملیات برداشت از حساب شما انجام شده و روز خوبی را براتون آرزو می کنند!!!!!!!!!!

خلاصه!! از ما گفتن بود ..با همین روش دومی که نوشتم خودم شخصا دیدم حداقل ۵نفر آدم پرادعا و به اصطلاح زرنگ را کلاه گذاشتن..خود دانید دوستان من!

http://www.shokri.ir/banknevesht/wp-content/themes/the-book/the-book/images/mohr1.gif

—————————————————————————————————-

دزدان اینترنتی چگونه پول‌هایمان را می‌برند؟!

اگه یادتون باشه اواخر دی ماه یه پستی نوشتم با عنوان “کلاهبرداری به روش شبیه سازیکه  به یکی از روشهای سرقت موجودی کارتهای بانکی از طریق اینترنت پرداخته بود. یه ماه بعدش که مجله سرنخ همشهری را مطالعه می کردم ، مطلبی نوشته بود تو همون زمینه مطلب قبلی من ،اما مطلب را خیلی بازتر کرده بود. حیفم اومد که تو اینجا نقل قولش نکنم.مطالبی که در ادامه می خونید بدون یه الف کم و زیاد به نقل از مجله سرنخه،شماره ۱۳۲ :

زمانه عوض شده است، قبلا اگر سیم و سیم‌چین و شاه‌کلید و ابزارهایی از این دست لازم بود تا سارقی از درهای بسته عبور کرده و اموال مردم را بدزدد الان ممکن است بنشیند در خانه و بدون آنکه منتظر تاریک شدن هوا یا خلوت شدن محلی باشد آرامتر از قبل کارش را انجام دهد. حتی ممکن است پایش را روی پای دیگرش انداخته باشد و همزمان با نوشیدن یک فنجان قهوه تلخ! به این کار مشغول باشد. به جای انبردست و سیم‌چین و ابزار دقیق و انواعی از سیم و انبر و شاه‌کلید هم یک «صفحه‌کلید» پیش رو دارد که کارکردن با آن به مراتب آسان‌تر از آن ابزار دقیق و ظریف است! فقط کافی است یک رایانه و دسترسی به اینترنت داشته باشد. بقیه‌اش دیگر به توان ذهن و تخصص در ​زمینه رایانه و تبحر در اینترنت بستگی دارد.

 البته یک‌سری مواد اولیه هم لازم است اما خیلی سخت نیست چون آنها هم فقط مشتی عدد هستند. چراکه در دنیای مجازی گویا پریدن از روی دیوارهای امنیتی کار ساده‌ای است.

اما شرایط من و شمایی که از اینترنت و رایانه سردر نمی​آوریم یا پدر و مادرمان یا حتی پدربزرگ و مادربزرگمان که حالا همگی مجبوریم حقوقمان را با کارت عابر بانک دریافت کنیم، ‌قبض‌های آب و برق و تلفن و گاز و جریمه و … را اینترنتی پرداخت کنیم جان می‌دهد برای سارقان اینترنتی! می‌گویید نه؟ باید سری به دادسرای جرائم رایانه‌ای بزنید تا ببینید حتی تیپ و قیافه سارقان این میدان جذاب هم فرق کرده و چه شلوغ است شعبه‌های آن.

 اگر خبرنگار حوادث باشید می‌توانید از نزدیک با این اعجوبه‌های سرقت جدید آشنا شوید. اما زیاد هم دلخور نشوید ما خبرنگاران سرنخ این صفحه را برای انتقال تجربه‌هایی از آنچه دیده‌ایم قرار داده‌ایم تا شما را هم با ترفندهای تبهکاران جدید و قدیم آشنا کنیم. در واقع شما می‌توانید تجربه سال‌ها دادگاه و پلیس و کلانتری رفتن ما برای تهیه خبر را با این مطالب داشته باشید و رکب نخورید. Read the rest of this entry »

شبکه های اجتماعی با نگاه به کارکرد روابط عمومی

                                                                                                                                                          همکارانی که در همایش وبلاگ نویسان بانک ملی شرکت کردن ، حتما بیاد دارن که در ابتدای جلسه جناب آقای دکتر ضیایی پرور مطالبی بسیار جالبی را درباره شبکه های اجتماعی و تاریخچه وب ارائه کردن که با وجود طولانی شدن بحث بسیار مورد توجه قرار گرفت. دکتر ضیایی پرور همزمان با توضیح مطالب ، اسلایدهایی هم تهیه کرده بودن که برای حضار نمایش داده میشد .خیلی از دوستان تمایل داشتن که این فایل را که در قالب یک فایل پاورپوینت ۷۵ صفحه ای بود را تهیه کنند. این هم از فایل مورد نظر دوستان که در فروشگاه سایت دکتر ضیائی پرور عرضه شده. برای دانلود اینجا را کلیک کنید و فایل “شبکه های اجتماعی با نگاه به کارکرد روابط عمومی” را انتخاب نمایید .

http://www.shokri.ir/banknevesht/wp-content/themes/the-book/the-book/images/mohr1.gif

——————————————————————————————————-

پرداخت غیرحضوری اقساط بانک ملی

تعداد زیادی از مشتریان گرامی بانک ملی سوال میکنن که به چه صورت میشه اقساط را غیر حضوری پرداخت کرد.مثلا اینترنتی یا از طریق خودپرداز..

اولا..دقت کنید که شماره تسهیلات شما به چه ترتیبه…

۱-اگر شماره تسهیلات شما که در صفحه اول دفترچه اقساط نوشته شده ۱۳رقمیه یا به عبارتی متمرکزه، میتونید از طریق سیستم بانکداری الکترونیکی “سبا” ی بانک ملی پرداخت کنید…عضویت در اون هم این مزیت را داره که همه کاری را میشه غیر حضوری انجام داد..حتی حواله از حسابتون به بانکهای دیگه….برای عضویت هم لینک مقابل استفاده کنید: سیستم بانکداری اینترنتی (سبا)

۲-شماره تسیلات شما ۱۳ رقمی نیست و بین ۷ تا ۸ رقمه..مثلا ۸۶۰۰۲۵۸۶…کار ساده اس..به سایت بانک ملی مراجعه کنید و در سربرگ “خدمات الکترونیکی”، قسمت “خدمات مبتنی برکارت” روی لینک “شماره کارت تسهیلات غیرمتمرکز” کلیک کنید. در صفحه بعد فرمی باز میشه که شما باید اطلاعات داخل اون را دقیقا تکمیل کنید و بر روی دریافت شماره کارت کلیک کنید. مثل شماره تسهیلات، شماره ملی گیرنده تسهیلات و کد شعبه که در دفترچه قید شده.مثل تصویر شماره ۱ :


در صفحه بعد تصویر شماره ۲ را میبینید که در پایین اون نام و نام خانوادگی گیرنده تسهیلات نوشته شده و بعدش هم یه شماره ۱۶ رقمی داده که با ۶۰۳۷۹۹۷۰ شروع میشه.

این شماره را روی صفحه اول دفترچه اقساط یا جای دیگه که در دسترس باشه یادداشت کنید. خوب،با داشتن این شماره از این به بعد میتونید به دو روش غیرحضوری اقساط را پرداخت کنید و از ایستادن تو صف بانک راحت بشین:

۱: از طریق خودپرداز: به این صورت که به دستگاه خودپرداز بانک ملی مراجعه کنید، از طریق منوی پرداخت تسهیلات و وارد کردن همین عدد ۱۶ رقمی تسهیلات قسطتون را پرداخت کنید.

۲-به سایت بانک ملی مراجعه کنید و از سربرگ “خدمات الکترونیکی” و انتخاب “انتقال وجه اینترنتی” به صفحه پرداخت وارد بشین. در قسمت اطلاعات کارت، اطلاعات عابر بانکتون مثل: شماره کارت، رمز دوم، کدCVV2 (عدد ۴رقمی مشکی پشت کارت) و تاریخ انقضا(درست وارد کردن این یکی زیاد مهم نیست!) را ثبت و در قسمت “اطلاعات کارت مقصد عملیات انتقال” همین شماره ۱۶ رقمی تسهیلات را وارد کنید و کلید بررسی اطلاعات را بزنید و ادامه بدین….

قسط شما بدون مراجعه به شعبه پرداخت شد..

http://www.shokri.ir/banknevesht/wp-content/themes/the-book/the-book/images/mohr1.gif

 

 

 

 

 

 

 

——————————————————————————————————

هخامنشیان چک می کشیدند

چک از دستاوردهای بانکداری است و قدیمی‌ترین شواهدی که از چک و بانکداری در دست است، به دوره هخامنشیان می‌رسد.
به گفته دکتر «شیرین بیانی»، تاریخ‌نگار، بانکداری در دوره پیش از اسلام، به خصوص دوره ساسانی اهمیت زیادی داشته است. مراکزی همچون بانک‌های امروزی وجود داشته‌اند و در آنها کارهای بانکی از قبیل قرضه، برات، چک و … صورت می‌گرفته است. قدیمی‌ترین شکل بانکداری را در بین‌النهرین در دوره هخامنشیان سراغ داریم که عمده ترین مرکز سکونت یهودیان بود و در آنجا یهودیان عهده‌دار امور بانکداری بودند. مدارکی هم از این ناحیه به دست آمده که کاملا حکم چک دارد. کلمه «بانک» هم در آن زمان مصطلح بود و لغت «چک» نیز از همان زمان متداول شده که تا امروز باقی مانده است. در نوشته‌های دوره ساسانی به زبان پهلوی لغت چک را داریم و همین واژه از ایران به زبان‌های دیگر جهان راه یافته است. مسلما چک در طول تاریخ روندی داشته است اما سیر روند آن را نمی‌دانیم. از دیگر امور مهم بانکی، برات است. برات چیست و از چه زمانی در ایران متداول شد؟
دکتر شیرین بیانی که تخصص وی بیشتر تاریخ دوره مغول است، توضیح می‌دهد که برات همان حواله است.
در دوره مغول، از مرکز یا از مراکز ایالات «برات» می‌نوشتند و آن را به دست مامورانی می‌دادند. این ماموران با در دست داشتن حواله مورد نظر موظف می‌شدند باج یا عوارض یا وجه نقدی یا جنسی از کسی یا سازمانی یا جایی بگیرند. به این حواله برات می‌گفتند.
برات همچون موارد دیگر در دوره مغول روند خطرناکی پیدا کرد. هر دولتمدار یا محصل مالیاتی می‌توانست برات بنویسد. به این ترتیب، یک نفر ممکن بود از یک دایره یا شخص به خصوص چندین برات دریافت کند و موظف شود مطالبات مختلف جنسی یا نقدی این برات‌ها را پاسخگو باشد.
این مساله مثل موارد دیگر موجب اغتشاش‌ شد تا سرانجام با اصلاحات غازان‌خان یا به عبارتی اصلاحات خواجه رشید‌الدین فضل‌الله مسائل مربوط به برات را سامان داد.
دکتر بیانی معتقد است این اصلاحات را در واقع باید اصلاحات خواجه نامید. خواجه رشید‌الدین فضل‌الله که از زمان گیخاتو ارج و قربی بلند‌پایه نزد شاه یافته بود، در زمان سلطنت غازان‌خان تصدی کارهای خطیر را عهده‌دار شد و سرانجام به مقام وزارت رسید. وی که در علم و ادب و ملک‌داری سرآمد بود، در زمان صدارت اصلاحاتی را تنظیم کرد که بسیار مهم بود اما به نام سلطان وقت به اصلاحات غازانی معروف شد.
یکی از این اصلاحات که در امر اجتماع و اقتصاد تاثیر فراوانی داشت، محدود کردن استفاده از برات بود. وی استفاده از برات را قانونمند کرد و مشخص کرد که کدام سازمان‌های دولتی یا مالیاتی اجازه صدور آن را دارند. مجازات‌های خیلی سختی را هم برای تخلف از این امر در نظر گرفتند. اگر کسی غیر از افرادی که مجوز داشتند ، برات صادر می‌کرد، به مرگ محکوم می شد. مامور مالیاتی ( بیتکچی ) هم که برات غیر مجاز را نوشته بود، به قطع دست محکوم می‌شد. این مجازات‌ها واقعا هم اتفاق افتاده است و به گفته دکتر بیانی، تمام این موارد در «جامع ‌التواریخ» اثر بسیار مهم خواجه رشید‌الدین فضل‌الله همدانی در تاریخ مغول، ضبط است.
پس از این اصلاحات، برات به معنی واقعی کلمه به کار رفت و محصلان مالیاتی یا دیوان استیصاء یا هر جای دیگر در مواقع جنگ یا صلح برات می‌نوشتند و می‌فرستادند و کسی که برات را دریافت می‌کرد باید موارد خواسته شده را می‌فرستاد.
رواج پول کاغذی و برات و چک و شرکت‌های تجاری مشابه با شرکت های مضاربه‌ای در دوره مغول نشان می‌دهد این دوره از دوره‌های رونق بازرگانی در طول تاریخ بوده است. در این دوره، جاده مهم ابریشم که چین را به اروپا متصل می‌کرد و بسیاری جنگ‌ها بر سر این جاده شد، برای نخستین بار تحت یک حکومت واحد درآمد. به دنبال آن، دادوستدهای اقتصادی از راه این جاده صورت گرفت که بسیار برای مغولان اهمیت داشت. همچنین مراودات فرهنگی بسیاری از این مسیر انجام شد که همه این عوامل در پیشبرد اقتصاد و فرهنگ موثر بود. 

منبع: خبرگزاری میراث فرهنگی

——————————————–

چک به معنی برگهٔ تاریخ‌دار و دارای ارزش مالی است که معمولاً برای خرید در حال و پرداخت در آینده استفاده می‌شود. صاحب چک پس از نوشتن مبلغ ارزش آن و تاریخ موردنظر برای وصول، چک را امضا می‌کند. در تاریخ ذکر شده – تاریخ سررسید – فردی که چک را دریافت کرده‌است به بانک مراجعه می‌کند و مقدار وجه مشخص شده را از حساب جاری فرد صادر کننده دریافت می‌کند.

چک سند خاصی است از اسناد بازرگانی که به موجب آن، صادرکننده چک، پولی را که نزد دیگری دارد تمام یا بخشی را به سود خود یا ثالث مسترد می‌دارد . چک سند عادی تجاری در برخی موارد با رعایت اصول آن قابل صدور اجرائیه‌است. خط و قباله را هم در ایران قدیم چک می‌خواندند ( دیوان معزّی ) چنین گفته‌اند که سکه نیز از لغت چک، نحت شده‌است. صدور چک اماره مدیون بودن است.

طبق قانون چک در ایران، شخص باید در زمان نوشتن چک به اندازهٔ مبلغ مندرج در آن در حساب خود وجه نقد، اعتبار و یا پشتوانهٔ قابل تبدیل به وجه نقد داشته باشد. تفاوت چک با کارت‌های اعتباری هم در همین است.

Read the rest of this entry »

نوار مغناطیسی پشت کارت اعتباری چگونه کار می کند؟

c-card

نواری که در پشت کارت های اعتباری وجود دارد یک نوار مغناطیسی است که magstripe خوانده می شود. این نوار مغناطیسی از یک ذره های  ریزی مبتنی بر آهن که در لایه ای از پلاستیک پوشانده شده است ساخته شده اند. هر ذره در واقع یک مغناطیس لوله ای است که حدود ۲۰ هزار هزارم اینچ می باشد. Read the rest of this entry »

سرگذشت پول کاغذی در افغانستان

در سال ۱۳۱۸ خورشیدی ، بانک مرکزی افغانستان (دافغانستان بانک) در کابل تاسیس شد و در همان سال، این بانک پولهای جدیدی را به چاپ رساند.
با چاپ پولهای کاغذی (اسکناس) جدید، پول افغانستان که برای اولین بار در دوران امان الله خان به چاپ رسیده بود، وارد مرحله نوینی شد.
شاید این بهانه خوبی برای پرداختن به سرگذشت اسکناس افغانی باشد. زیرا افغانستان ممکن است از معدود کشورهایی باشد که با تغییر پادشاهان و حکام، پولها نیز همانند پرچمها و نمادها تغییر می کند.
دوره امانی
اولین اسکناس افغانی در سال ۱۲۹۸خورشیدی منتشر شد
اولین پول کاغذی (اسکناس یا بانکنوت) افغانستان در سال ۱۲۹۸خورشیدی در دوره امان الله خان به ارزش یک روپیه کابلی به چاپ رسید.
در سمت راست این پول، نماد حکومت افغانستان ( محراب و منبر) و در وسط آن نشان حکومت امانی و در سمت چپ، عبارت “یک روپیه کابلی” به زبان فارسی نوشته شده بود.

http://banknevesht.shokri.ir/wp-content/uploads/2009/08/aman-1.jpg

اولین اسکناس افغانی در سال ۱۲۹۸خورشیدی منتشر شد

در پایین این پول به فارسی نوشته شده :”در جمع خزانه های دولت، نوت هذا (این اسکناس) به مبلغ مندرج اش منظور است”.
یک سال بعد، همین اسکناس بار دیگر تجدید چاپ شد، ولی در رنگ و شماره سریال آن تغییر به وجود آمد. Read the rest of this entry »

بازاریابی الکترونیک: برقراری ارتباط با مشتریان

هدف:چگـونه ازمشتـریان‌تـــان اطلاعات کسب کنید و چگــونه با هر یک از آن‌ها ارتبـاط متقابل داشته باشید.(همراه با ترجمه به زبان چینی جهت رفع خستگی دوستان!)

http://banknevesht.shokri.ir/wp-content/uploads/2009/06/moshtari.gif

اهمیت برنامه‌ریزی برای بازاریابی در چند سال اخیر رشد فزاینده‌ای داشته است. در بازاریابی ابتدا باید هویت هر مشتری را مشخص کنید و خصوصیات هر یک از آن‌ها را به طور مجزا مورد بررسی قرار دهید. هرچه میزان ارتباط برقرارشده میان شما و مشتری‌تان نزدیک‌تر و صمیمی‌تر باشد، به همان نسبت می‌توانید آن‌ها را به سازمان خود وابسته کنید. برقراری این ارتباط صمیمی نیازمند کسب اطلاعات دقیق از مشتریان‌تان است.
بازاریابی اینترنتی – بازاریابی الکترونیک – امکانات و تسهیلات جدیدی را برای رسیدن به این هدف فراهم آورده است.
بازاریابی الکترونیک فرآیندی بیشتر از بازاریابی سنتی از طریق فناوری اینترنت است. این روش ارتباط دوجانبه میان شما و مشتریان‌تان برقرار می‌کند.
در این نوشتار چند سوال اساسی درباره‌ی بازاریابی نوین مورد بررسی قرار می‌گیرد: ” بازاریابی الکترونیک چیست؟ “، ” چه امکاناتی را در اختیار سازمان‌ها می‌گذارد” و “چگونه ارتباط متقابل شما و مشتری را حفظ خواهد نمود؟ “، سپس عواملی با اهمیت در بازاریابی الکترونیک معرفی می‌شوند.
Read the rest of this entry »

به راستی که پول چرک کف دست است.

لابد شما هم این ضرب‌المثل قدیمی را شنیده‌اید که می‌گویند: «پول چرک کف دست است».

شاید این ضرب‌المثل، اشاره‌ای به بی‌ارزشی پول باشد. ولی بررسی‌های علمی نشان می‌دهد که معنی ظاهری این جمله نیز به واقع درست است و پول حتی از چرک کف دست هم کثیف‌تر است. اگر کمی بیشتر به چگونگی پرداخت و دریافت اسکناس، پول و سکه در جامعه دقت کنیم، خواهیم دید که آن‌ها در همه مکان‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند و درمیان افراد متعدد، سالم و بیمـار دست به دست می‌شوند.

تصور کنید که اگر این اسکناس‌ها آلوده به میکروب خاصی باشند، چه دایره وسیعی برای انتقال این بیماری‌ها به وجود خواهد آمد. خوب است همین الان نگاهی به اسکناس‌های درون کیفتان بیندازید، شاید کم‌تر اسکناسی پیدا کنید که مانند دفترچه یادداشت روی آن نقش و نگار و یادگاری، شماره تلفن ثابت و همراه نوشته نشده باشد! علاوه بر دفترچه یادداشت از اسکناس استفاده‌های دیگری نیز می‌شود. برای مثال: عده‌ای پس از صرف غذا، نگاهی به اسکناس‌های خود می‌اندازند، مناسب‌ترین آن‌ها را انتخاب کرده، سپس آن را با دقت تا کرده و … درست حدس زدید برای تمیز کردن دندان‌هایشان به عنوان خلال دندان از آن استفاده می‌کنند!

هشدار درباره بیماری‌زایی اسکناس چندان تازه نیست ولی هیچ گاه جدی گرفته نمی‌شود. خوب است بدانید پژوهش‌هایی که در چند دانشگاه علوم‌پزشکی کشور صورت گرفته نشان دهنده آن است که بسیاری از اسکناس‌ها آلوده به میکروب‌های خطرناکی مانند:

استافیلوکوک طلایی، اشرشیاکلی، پروتئوس و … هستند. همچنین اسکناس می‌تواند تا ۱۷ روز عامل بیماری آنفلوانزا را بر روی خود حفظ کند. یعنی اگر فرد مبتلا به آنفلوانزا با دستان آلوده به اسکناس دست زده باشد، آن اسکناس تا ۱۷ روز می‌تواند عامل بیماری را بر روی خود نگه دارد. جالب اینکه اسکناس‌هایی که ارزش کم‌تری دارند، مانند: صد، دویست و پانصد تومانی نسبت به اسکناس‌های با‌ارزش‌تر مانند: هزار، دوهزار و پنج‌هزار تومانی آلوده‌تر هستند، زیرا در نگه‌داری اسکناس‌های کم ارزش‌تر، دقت کم‌تری صورت می‌گیرد.

گفتنی است: پژوهش‌هایی که در کشورهای دیگر صورت گرفته نیز نشان دهنده آلودگی اسکناس و نقش آن در انتقال بیماری‌هاست. ولی از آنجا که استفاده از اسکناس غیرقابل اجتناب است، بهترین راه پیشگیری از ابتلا به بیماری از راه اسکناس، این است که در طول روز پیش از خوردن غذا و یا دست زدن به مواد غذایی، دست‌های خود را باآب و صابون بشوییم و همیشه این نکته را به یاد داشته باشیم که: عامل بیماری، در جیب خود ما است.

مهدیه آب‌نیکی، کارشناس بهداشت

http://www.shokri.ir/banknevesht/wp-content/themes/the-book/the-book/images/mohr1.gif

—————————————————————————————————————————

پول‌هایی که دست شما را آلوده می‌کند

به وجود آمدن مسکوکات و بعد از آن اسکناس تحولی بزرگ در روابط تجاری انسان‌ها بود اما در کنار همه خصوصیات ارزنده و ارزشمند، استفاده از اسکناس دارای معایبی هم هست. اسکناس آلودگی‌های میکروبی و انگلی را به خود جذب و منتقل می‌کند.

در عین حال غیر قابل شستشو و ضد عفونی کردن است و متاسفانه به جهت در دسترس بودن اشخاص با مشاغل مختلف (بهداشتی و غیر بهداشتی) استفاده همگانی نیز دارد. از رفتگران شهرداری و خدمتکاران بیمارستان‌ها (بخش‌های عفونی) گرفته تا مشاغلی مثل فروشگاه‌ها و بنگاه‌ها از خرد و کلان همه با پول سر و کار دارند و پول در حین معامله علاوه بر آلوده شدن آلودگی را نیز به همه افراد جامعه انتقال می‌دهد.

از طرف دیگر شناسایی پول آلوده از غیر آلوده غیر ممکن است. یک اسکناس بسیار تمیز می‌تواند حامل میلیون‌ها میکروب باشد. Read the rest of this entry »

زنان; صداهایی خاموش در بانک‌های مردانه

دست‌ها بر اسکناس‌ها بوسه می‌زنند، اسکناس‌های نو و کهنه که گویی ثانیه‌های عمر زنانی را از آن خود کرده اند تا با غلت خوردن خورشید در آغوش آسمان یکی از چند ملعبه‌ای باشند که انسانی را پشت دیواری شیشه‌ای سرگرم سازند، همویی که چرخش عقربه‌های خستهء ساعت برتن ساعت قدیمی ‌دیواری تنها ثانیه‌هایی را برایش به ارمغان می‌آورند که همزیستی اجباری با برگ‌هایی کاغذ، اسکناس‌ها و صفحه‌ای مانیتور را به جان بخرد تا در ثانیه‌های پایانی روز بتواند صورت خندان کودکش را در چارچوب خانه بهانه لحظه‌ای لبخند کند و ساعت‌هایی مانده تا ساعت صفر را به امید فرداهایی بهتر بگذراند. جملهء آشنایی است عبارتی که از لا‌به‌لای لب‌های پیر و جوان در فضای بانک‌ها می‌پیچد، کلماتی که رنگ دلسوزی بر تن خود دارد و از حضور زنانی می‌گوید که حیاتشان از بام تا شام در چارچوبی کوچک از چوب و شیشه تداوم می‌یابد، ثانیه‌ها، دقیقه می‌شوند و روزها، ماه تا زنان در چارچوبی این‌چنین نیز حکایت نبرد برای بقا را روایت کنند تا بجنگند با تکراری که نقشه‌های بزرگی را برای از پای درآوردنشان طرح می‌زند تا باز هم لبخند را بر لبان کودکانشان ببینند.

صدای همهمهء داخل بانک، آسمان را شکافته است. مرد جوان سر را بر فراز شیشه‌ها می‌گرداند و کلمات را بی‌محابا چون تازیانه‌ای بر تن کارمند زن روانه می‌کند. ملایمت زن جوان و خوش خلقی او گویا پاسخ معکوسی را برایش به ارمغان آورده است. مرد درشت اندام همچنان با حروف گلایه می‌کند و از میان لب‌هایش به بیرون جاری می‌کند، زن جز سکوت راهی نمی‌یابد پس آرام گرفتن روی صندلی‌اش در این لحظه بهترین گزینه‌ای است که به‌وسیلهء او انتخاب می‌شود .

قطرات آب که از گلویش به درون راه پیدا می‌کند آرامشش را دو چندان می‌کند، زن از حکایتی می‌گوید که ترکیبی است از جملاتی که هر چند روز یک بار راهی می‌شوند برای زخمه زدن بر تن او و دیگر همکاران همجنس‌خود، کلماتی که حمله‌شان را این بار از دهان این مرد آغاز کردند، حروفی که به بازی گرفته می‌شوند تا از مشکلی کوچک بزرگ‌ترین نقص را بتراشند و آن را به کارمند‌های زن بانک‌ها مرتبط سازند: « بار اول نیست که یک مشتری این‌گونه به من یا دیگر خانم‌های کارمند این بانک حمله می‌کند و جملات نامربوطی را نثار ما می‌کند، کاش می‌دانستم که حضور زنان در کار بانکداری چه ضربه‌ای به این‌ها زده است که این‌گونه خشمگین شده‌اند و دنبال بهانه‌های جزیی می‌گردند تا بر سر همان نقص کوچک داد و قال راه بیندازند.»

کاشانی، نامی ‌است که برای معرفی خودش بر زبان می‌آورد، خونسردی عجیبش در رویارویی با این مرد می‌توانست دهان هر تازه واردی را باز نگه دارد. زن جوان علاقهء فراوانش به این شغل را راز و رمز این کیمیا می‌داند: « از قدیم به شغل بانکداری علاقهء زیادی داشتم تا جایی که حتی والدینم نگرانم می‌شدند و می‌گفتند آخر تو چه دختری هستی که کارهای مردانه را دوست داری، اما من تسلیم این حرف‌ها نشدم، در زمان ورود به دانشگاه رشتهء اقتصاد را انتخاب کردم. پایان تحصیلم هم با آزمون پذیرش نیروی بانک … مصادف شد. این برای من بهترین اتفاق ممکن بود پس در این آزمون شرکت کردم و با قبولی در آن به استخدام بانک درآمدم.»

کاشانی از سختی‌های شغلش می‌گوید، از دشواری‌هایی که به گفته خودش میانهء خوبی با لطافت‌های زنانه ندارد و از دقیقه‌هایی که در میان همهمهء شمارشگرها می‌گذرند، از صفر‌هایی که کافی است یکی از لب خودکار بر تن کاغذ نبارد تا بامت و شامت را احساس نکنی و استرس‌های طاقت‌فرسا، نام زندگی را برایت بی‌معنی کند: « من تا حدی مردانه بودن این شغل را قبول دارم، به نظرم اگر خانمی‌ قصد وارد شدن در کار بانکداری را دارد ‌باید از نظر روحی خود را به شرایط ایده‌آلی برساند چرا که در این شغل از صبح تا شب با محاسبهء مبالغ بالا روبه‌رو هستی و چنانچه لحظه‌ای تحت تاثیر حرف‌های نامربوط بعضی از مشتریان قرار بگیری در حساب و کتابت دچار اشتباه می‌شوی، آن‌وقت است که دنیا برایت تیره و تار می‌شود.»

صدای بلندگوهای بانک کوچک‌ترین فضایی را به حال خود رها نکرده است. شماره‌ها یکی پس از دیگری در مغزت نقش می‌بندند، گویی راز و رمز‌های زنان بانکدار پایانی را بر خود نمی‌بیند، باجه‌ای که عدد هفت را به عنوان شمارهء شناسه بر خود دارد گویی چندان میانه‌ای با نظم ندارد چرا که با وجود اعلام یک شماره، چندین مشتری سر‌هایشان را به همسایگی بریدگی کوچک شیشه نزدیک کرده‌اند تا صدایشان را به گوش‌های زن میانسال متصدی باجه برسانند، این‌گونه است که چند لحظه در اختیار گرفتن زمان این زن، دشوارترین کار دنیاست.

زن میانسالی که روی کارت نصب شده روی مانتو‌یش نام «نسرین صداقت» نقش بسته است، در ابتدا جوابی برای پاسخ به این شلوغی‌ها نمی‌یابد، تا این‌که لحظه‌ای به نقطه‌ای خیره می‌شود و دوباره حروف را پشت سر هم به صف می‌کند، او از دقیقه‌هایی می‌گوید که پیوسته برای کمک به همنوعانش سپری می‌شود و دایره واژگانی که گویی کلمهء استراحت را از میان کلمات آن حذف کرده‌اند: «به واقع نمی‌دانم چرا هر که وارد این بانک می‌شود برای اجرای کارش نزد من می‌آید البته شاید دلیلش نظم و مقرراتی باشد که من خودم در زمان انجام کارم رعایت می‌کنم، چون من براساس عقاید شخصی‌ام معتقدم که اگر فردی در ساعات کاری با تمام توانش کار نکند حقوقی که دریافت می‌کند نمی‌تواند حلال باشد.»

گویا واژهء صداقت تنها زیبندهء نام خانوادگی‌اش نیست و لحظه‌های او را نیز در بر می‌گیرد چرا که در میان صحبت‌هایش نیز ثانیه‌ای از انجام دادن امور بانک خودداری نمی‌کند، زن میانسال اما با اصواتش، جامعه‌ای را به تصویر می‌کشد که مردانش میز‌های مدیریتی را در اختیار دارند; همان‌هایی که گویی پیشرفت‌های زنان پایه‌های میز‌هایشان را سست‌تر از قبل می‌کند پس تمام تلاششان را به کار می‌گیرند تا زنان را از این پست‌ها دور نگه دارند: « من یک سوال از شما دارم تا کنون چند بار در یک بانک وارد شده‌اید و زنی را دیده اید که روی میزش نام رییس بانک حک شده باشد; آیا ما واقعا زنی که شایستهء چنین پست‌هایی باشند را نداریم، من می‌گویم داریم اما متاسفانه مردانی که در پست‌های بالاتر هستند همیشه مرد‌ها را به عنوان رییس بانک معرفی می‌کنند چرا که می‌ترسند که یک زن پس از پیشرفت و در اختیار گرفتن ریاست یک شعبه همچنان پیشرفتش را ادامه دهد و به ریاست بخش‌های بالاتر نیز دست یابد پس این‌گونه می‌شود که من با تجربه‌ای به قدمت ۱۰ سال مجبور می‌شوم به کاری ساده تن دهم و تجربیاتم را به جوانانی که تازه وارد این بانک می‌شوند، انتقال ندهم.»

از در بانک … میدان فاطمی ‌که وارد شوی انسان‌هایی جلوی چشم‌هایت صف کشیده‌اند; همان‌هایی که انگار هیچ کاری در این دنیا ندارند جز این که یکی پس از دیگری در صفی جای بگیرند و ساعت‌هایشان را در صف با زمزمه‌های زیر لب بگذرانند; زمزمه‌هایی که خبر از نارضایتی‌هایی می‌دهد که دقیقه‌های سپری شده در صف بهانهء آن‌هاست. در‌این میان کافی است که سرو کار این انسان‌های ناراضی با تو باشد و نگاهشان به انگشت‌های تو تا در دریای مانیتور روبه‌رویت غرق شوی و هرچه زودتر به انتظارشان پایان دهی. این بار نیز زن میانسالی قرار است دریچهء حکایتش را برایمان بگشاید. او که چروک‌های در هم رفته صورتش از سختی‌هایی می‌گوید که برای چاره کار این صف‌نشینان به جان خریده است، زن از خستگی‌هایش واژه‌ها می‌سازد، از زمان بازنشستگی‌اش که برای آمدنش لحظه‌ها را می‌شمارد: «نزدیک به ۲۵ سال است که در این بانک و این حرفه مشغول به کارم، شغل دشواری است، پر از یکنواختی، پر از محاسباتی که تمام لحظاتت را به خود اختصاص می‌دهند، البته آنچه بیش‌تر من را آزار می‌دهد این است که این سختی‌ها در بین افراد جامعه دیده نمی‌شود و کافی است جایی بگویم که کارمند بانک هستم در آن لحظه است که همه فکر می‌کنند از نظر مالی مرفه هستم و مشکلی از این نظر در زندگی‌ام ندارم.» «شاهمرادی» نامی‌است که این زن را با آن می‌نامند، او نیز در جای جای صحبت‌هایش از تبعیض‌ها و ظلم‌هایی سخن می‌گوید که در داخل بانک‌ها جریان دارد، آنچه کلمات این زن و تفسیرش از ناعدالتی‌ها را از گفته‌های دیگران راجع به ظلم‌ها جدا می‌کند، جزییاتی است که روی لب‌های این زن زندگی می‌یابد، این زن از حق‌هایی می‌گوید که این بار نیز از سوی مردان اما نه صاحب منصبان بلند والا که ریاست شعبه‌ها و در داخل خود بانک‌ها اعمال می‌شود: «در تمام این سال‌ها که در بانک مشغول به کارم در باجهء حساب‌های قرض‌الحسنه مشغول بوده‌ام، باجه‌ای که به همراه قسمت حساب‌های جاری از شلوغ‌ترین قسمت‌های بانک‌ها محسوب می‌شود و در بیش‌تر بانک‌ها هم این دو قسمت یا یکی از این دو باجه به زنان سپرده می‌شود و قسمت‌های پشتیبانی و ریاست را که زحمت کم‌تری را دارند، مرد‌ها اداره می‌کنند من حتی می‌توانم در این باره بانک‌هایی را به شما نشان دهم که مدرک تحصیلی زنان کارمند شعبه از مدرک ریاست بانک بالاتر است ولی بازهم آن زن به کار‌هایی که گفتم مشغول است; این وضعیتی است که زنان در بانک‌ها با آن دست و پنجه نرم می‌کنند.»

نویسنده : هادی زندی

نقل از روزنامه مردم سالاری

http://www.shokri.ir/banknevesht/wp-content/themes/the-book/the-book/images/mohr1.gif

—————————————————————————————————————

سرگذشت اختراع پول

انسان های اولیه که دسته جمعی می زیستند، نیازی به تعویض کالا نداشتند. بعد از به وجود آمدن طوایف و قبایل، مبادله کالا به کالا رواج یافت که به دلایلی با مشکلات همراه بود. برای رفع مشکلات ابتدا از فلز برای مبادله استفاده کردند و پس از مدتی به فلزات گرانبها و سبک وزن از جمله طلا، نقره و مس رو آوردند.

در بیشتر کشورهاى شرقى و آسیایی، فلزى که در مبادله کالا از آن استفاده مى شد، حلقه اى شکل بود و در سه هزار سال پیش از میلاد از آن استفاده مى کردند که مى توان آن را قدیمى ترین وسیله مبادله پیش از اختراع سکه دانست. در کاوش هاى شوش حلقه هایى از ویرانه هاى معابد، از دو هزار سال پیش از میلاد، به دست آمده است. استفاده از فلزات سبک وزن و کم حجم و گرانبها که معاملات را سهل و ممکن مى ساخت مورد قبول عامه قرار گرفت و بدین ترتیب مرحله پیدایش پول آغاز شد. پول از کلمه یونانى obolos گرفته شده و آن کلمه اى بود برابر یک هشتم درهم یا دراخم. کریستین سن معتقد است کلمه پول در زمان اشکانیان به ایران راه یافته است از آنجا که آگاهى نداشتن از عیار فلزات قیمتى و وزن آنها مشکلاتیدر داد و ستد و اقتصاد جامعه به وجود مى آورد، براى رفع مشکلات مقرراتى وضع شد. فلزات را به حکم سلطان یا حاکم وقت، با نشانى مخصوص مشخص و با علایمى وزن و عیار آن را معلوم مى کردند و به آن سکه مى گفتند. سکه نام دستگاه آهنینى بود که براى مهر زدن بر پول هایى که در میان مردم رایج و با آن معامله مى کردند به کار مى رفت. بعدها آن را اثر مهرى مى نامیدند که روى سکه ها حک مى شد. درباره تاریخچه سکه گفته شده که لیدى ها به سبب دارا بودن منابع طبیعى طلا و نقره و ثروت بى کران پادشاهان و نیز رواج داد و ستد و روابط بازرگانى و نیاز به پول معتبر و مشخص براى مبادله و هم به دلیل زمینه هنری، نخستین مردمانى بودند که به ضرب سکه اقدام کردند. اختراع سکه پس از خط، بزرگ ترین اختراع محسوب مى شود. نخستین سکه هاى به دست آمده مربوط به سال ۶۷۰ قبل از میلاد در جزیره اژین، نقش لاک پشت داشته است اما از دستگاه ضرب سکه هاى طلا و نقره در زمان کروزوس استفاده شد و سکه زنى در آن زمان رونق یافت و به سرعت در آسیاى صغیر رایج شد. کروزوس، آخرین پادشاه لیدى بود که در ۵۴۸ – ۵۴۶ قبل از میلاد در لشکرکشى کورش شکست خورد و کشورش به امپراتورى هخامنشى منضم شد. سکه هاى لیدی، به نام سکه هاى «کروزوئیر» را که در زمان کروزوس ضرب مى شد، مى توان نخستین سکه هاى دنیا دانست. در این سکه ها هم ذوق هنرى به کار رفته بود و هم تمامى ویژگى هاى سکه در آن رعایت شده بود. برخى بر این عقیده اند که سکه هایى که یک طرف آن نقش نیم تنه گاومیش و شیر در حال حمله و طرف دیگر آن دو مربع فرو رفته به چشم مى خورد، یونانى ها که در خدمت لیدى ها بودند ضرب کرده اند. در هند نیز سکه هایى به شکل مستطیل کشف شده است که به پنج یا شش قرن پیش از میلاد تعلق دارد در چین نیز ضرب سکه به ۱۱۵ سال پیش از میلاد مى رسد. چینى ها که فلز جدید نیکل را پس از مخلوط کردن با مس براى تهیه سکه ها به کار مى بردند این شیوه را به یونانیان آموختند و در ازاى آن درخت مو و یونجه و اسبى از نژاد اصیل را براى کشور خود به ارمغان آوردند. پیش از دولت هخامنشى و تصرف لیدى در سال ۵۴۶ قبل از میلاد ایرانیان به اختراع پول اقدام کرده و در کشور خود آن را رواج داده بودند. پس از سقوط لیدى به دست کوروش، یونا، یکى از ساتراپ نشین هاى هخامنشى شد که در ساردس پایتخت آن کارگاه ضرب سکه (ضرابخانه) بود و در زمان کورش کبیر، خشایارشاه و کمبوجیه در آن سکه ضرب مى کردند.
داریوش بزرگ، سومین شاهنشاه هخامنشى بر آن شد پولى ضرب کند که در همه جا پذیرفته شود و در سراسر کشور اعتبار داشته باشد و برخلاف مسکوکات پیشین تنها ارزش محلى نداشته باشد. زیرا سکه هایى که در آن زمان در ایران رواج داشت، هیچ یک از آن شاهنشاهان هخامنشى نبود. نخستین سکه اى که در آن زمان باقى مانده سکه داریوش است که شهرت جهانى دارد. این سکه را یونانى ها دریکوس یعنى داریوش مى نامیدند که آن را نباید با کلمه زرینه و درینه یکى تصور کرد. سکه داریوش از زر ناب بود. در زمان هخامنشیان هیچ یک از حکام و پادشاهان محلى حق نداشتند بدون اجازه داریوش به نام خود سکه زنند فقط اجازه داشتند با اجازه داریوش سکه نقره بزنند چرا که ضرب سکه طلا در انحصار مرکز بود. نخستین سکه داریوش احتمالا در سال ۵۱۶ قبل از میلاد ضرب شده است. پس از فتح یونان به دست سپاهیان ایران و اختلاط ایران و یونان واژه درم در ایران متداول شد که اصل آن دراشم (دراخم) یونانى است و ایرانیان آن را درم گفتند که نام پول بود و اعراب بعدها این واژه را از ایرانیان اقتباس کردند. از مسکوکات دوره هخامنشى به جز در یک شکل یا سیکل درم، کرشه را مى توان نام برد. واحدهاى کوچک تر، مسکوک زر، نیم ستاتر و یک سوم ستاتر نامیده مى شدند.
سکه در دوره اشکانی
با غلبه اسکندر بر ایران سکه هاى طلا کمیاب و از جریان خارج شد. در آن زمان دیگر در ایران طلا ضرب نمى شد. سلوکى ها در معاملات داخلى خود سکه هاى نقره به کار مى بردند و اشکانیان نیز به تقلید از سلوکیان از پول نقره استفاده مى کردند اشکانیان از نقره و مس و مفرغ نیز سکه مى زدند. جنس برخى از این سکه ها از برنج بود که روى آن لعابى از مس داده بودند. سکه هاى این دوره دو نوع بود: نوع اول مسکوکات نقره چهار درخمى (درهمی) با تعدادى مسکوکات مسى و نوع دوم یک درخمى (درهمی) نقره و مسکوکاتى از مس – نوع اول سکه ها در شهرهاى یونانى نشین و نوع دوم در مراکزى که تحت حکمرانى مستقیم پارت ها بود، ضرب مى شد. بر نخستین سکه هاى این دوره نام آرشاک نوشته شده است و کلمه پادشاه در آن به چشم نمى خورد. لقب پادشاه از زمان مهرداد اول بر سکه ها دیده مى شود – اگر در دوره سلوکى و اشکانى تنها سکه نقره در ایران ضرب مى شد بدان علت بود که دولت روم ضرب سکه طلا را مختص خود مى دانست و در معاهده هایش با دولت هاى دیگر این شرط را قید مى کرد و نیز دستور داده بود که تجار از قبول سکه هاى طلاى دیگر کشورها خوددارى کنند. سرانجام در زمان اردشیر بابکان، پس از جنگ با رومیان، پذیرفتند که ایرانیان نیز سکه طلا ضرب کنند. مسکوکات دوره ساسانى نیز از طلا، نقره، مس و ممزوج مس و برنج بود. سکه هاى طلا را دینار و سکه هاى نقره را درهم مى گفتند. وزن سکه هاى طلاى ساسانى با سکه هاى رومى که آشورى نامیده مى شد، مطابقت مى کرد از سکه هاى پیدا شده در نهاوند بر مى آید که در زمان یزدگرد سوم بیشتر سکه ها نقره بود و سکه هاى طلا از آن رومى ها بود و در این دوره بیشتر سکه نقره ضرب مى شد و کمتر سکه طلا در مبادلات تجارى جریان داشت. روى سکه ها معمولا عبارتى حک مى شد که شاه را معرفى مى کرد. این مسکوکات که از اواخر دوره پارت ها و در سراسر عهد ساسانى و اوایل عصر اسلامى رواج داشت، در دوره اسپهبدان مستقل طبرستان و نخستین حکام عرب نیز رایج بود. روى همه آنها کلماتى به زبان پهلوى حک شده است. از این رو مى توان گفت: از ۳۰۰ سال پیش از میلاد تا ۶۹۵ سال پس از میلاد، مسکوکات را با عبارات پهلوى ضرب مى کردند. آخرین سکه ساسانى مربوط به دوره یزدگرد سوم است که در سال بیستم پادشاهى او، همان سالى که کشته شد، در یزد ضرب شده است.

منبع :بانک و بانکدارى در ایران

نوشته منیژه ربیعى رود سرى

http://www.shokri.ir/banknevesht/wp-content/themes/the-book/the-book/images/mohr1.gif

———————————————————————————————————–