طبقه پایین
- در تاریخ ۰۸٫۱۹٫۸۷
- خاطرات بانک
- ۳ نظرات
- Digg
- Del.icio.us
حدود پنج شش سال قبل که شعبه بلوار امین مشغول بودیم، یکی از مدارس بزرگسالان
(که معمولا امتحانات افراد تجدیدی یا به قول یکی از همکاران : تیزهوشان !
در اونجا برگزار می شد) در شعبه ما حساب داشت و اکثر محصلین وجوه امتحانات را در باجه مستقر در طبقه پایین شعبه واریز می کردند…
یه روز گرم تابستان بود که آقایی اومد و درباره واریز وجه به حساب این مدرسه سوال کرد
.من هم طبق معمول که همه را به باجه طبقه پایین هدایت می کردیم, گفتم : برو پایین….
حدود نیم ساعتی گذشت ؛ همان شخص با چهره ای گرفته که تمام صورتش از گرمای هوا خیس عرق بود
اومد جلوی باجه من و گفت: مرد حسابی چرا درست راهنمایی نمی کنی ؛
من تا یک کیلومتر پایینتر رفتم ولی چیزی نبود؟!!!!!!
نگو طرف با شنیدن جمله ” برو پایین ” راهش را گرفته بود و تا انتهای بلوار امین رفته بود ؛ حالا بماند اینکه تا انتهای بلوار دنبال چی می گشته !!
طرف بعد از اینکه متوجه اشتباهش در گرفتن معنی جمله شد
کمی از عصبانیتش کم شد و لبخندی زد و رفت پایین….

————————————————————————————————————————-
ارسال این مطلب به "فیس بوک"No related posts.
Related posts brought to you by Yet Another Related Posts Plugin.

من هم طبق معمول که همه را به باجه طبقه پایین هدایت می کردیم, گفتم : برو پایین….
سلام .
منظورتان از لغت طبق معمول چی بود؟
لطفا با وجدانی صادق اعتراف کنید؟!
پاسخ به این کامنت
مدیر وبلاگ Reply:
آبان ۲۰م, ۱۳۸۷در تاریخ دوشنبه, ۲۰ آبان, ۱۳۸۷
” منظور از ” طبق معمول” نه اینکه بدون مشتری باشیم و بقیه را به باجه پایین هدایت کنیم .چون طبقه اول همیشه شلوغ بود و باجه های دولتی در طبقه پایین مستقر بود.
پاسخ به این کامنت
جالب بود امان از دست این تیزهوشان
پاسخ به این کامنت