روزی که دزد شدم!!!
- در تاریخ ۰۴٫۲۶٫۸۹
- روزنوشت
- ۱۱ نظرات
- Digg
- Del.icio.us
این هم از حکایت چند روز پیش ما!
ساعت ۹صبح بعد از امتحان رسیدم شعبه ،یکی از همکارا جای من رفته بود باجه بیرون از شعبه ، برای همین بعد از هفت هشت ماه توی باجه قبلی خودم مشغول شدم…مشتری پنجم ششمی بود که یه فیش یک میلیون تومنی داد .، یه تعداد ایران چک پنجاه تومنی همراه فیش…شمردم، بیست تا بود…مطابق معمول ، ایران چکها را روی موجودی نقدی صندوق اضافه و فیشش را ماشین کردم…
رو به من کرد و گفت: پولم چقدر بود؟!
گفتم: بیست تا ایران چک پنجاهی بود که میشه یه تومن..
–: نه ، بیشتر از این حرفا بود…. یه میلیون و صد بود!!!! یه بار دیگه درست بشمار!!!
-: اولا ایران چکای شما معادل فیشتون بود، دوم اینکه پولتون را به موجودی خودم اضافه کردم و دیگه نمیشه جدا کرد شمرد…
–: برای چی پولمو قاطی پولات کردی؟!!
-: پولی که درسته را چکار می کنن؟
–: من یه فیش دیگه دارم، پونصد هزار تومنه، صد تومنش روی اون پول قبلی بود، چهارصد تومنش دست خودمه!!
طبق پولایی که از بانکهای دیگه گرفتم، باید یک میلیون و صد پیشت باشه!(عجب دلیل محکمی!)
-: یه بار دیگه حساب کن ، اشتباه میکنی،بیست تا ایران چک پنجاهی بود، نه بیشتر..
شروع به حساب و کتاب کرد ، چند لحظه بعد گفت: اشتباه کردم، پولی که بهت دادم یه میلیون صد و پنجاه بوده!!!!!!!!!! بیخود مارو نپیچون!!!(این جمله اش یعنی اینکه مارو رسما دزد خطاب کرد!)
دیدم نه، مثل اینکه قراره طرف هر چی کم بیاره پای حساب ما بنویسه، هر چقدر هم من آروم صحبت کردم اون بیشتر شلوغش کرد….سرتون را درد نیاریم که یه مرتبه اون حسی را که چند سال بود بهم دست نداده بود، یهو گل کرد و حسابی جوش آوردم( مثل اون سکانس فیلم آژانس شیشه ای که حاج کاظم ، بعد از تحمل متلکهای رئیس آژانس یهو جوش کرد و زد توی شیشه!! ولی ما اون قسمت دومیش را فاکتور گرفتیم)
با عصبانیت گفتم: نه عمو..مثل اینکه قرار هر چی ضرر از اول عمرت دادی پای حساب ما بنویسی؟ آدرس رو اشتباه اومدی!
کار داشت بالا میگرفت که سریعا رئیس وارد عمل شد و طرف را برد پیش خودش و حساب پولهای دریافتی و پرداختی اش از بانکها را ریخت روی کاغذ و بعد از چند لحظه ، اون صد و پنجاه تومنی را که ما دزدیده بودیم! از جیب مبارک مشتری محترم بیرون اومد!!!!
قسمت جالب ماجرا نوع معذرت خواهی مشتری عزیز بود، اومد جلوی باجه ما و دستش را به نشونه عذرخواهی جلو آورد و گفت: ببخشید که اذیتت کردم، ولی تقصیر خودت بود!!!!!!!!!!!!!

——————————————————————————————————–
No related posts.
Related posts brought to you by Yet Another Related Posts Plugin.

سلام
یه چیزی بگم؟؟؟
سایتتون یه جورایی خیلی دلنشینه و ادمو جذب خوندن میکنه
پاسخ به این کامنت
جالب بود ، اما کاش دو تا خط راجع به مدل خودت بیشتر می نوشتی که می تونستم لینکش کنم . توی همین نوشته ام .
پاسخ به این کامنت
راستش به خیلی از وبلاگای بانکی لینک دادم تو این نوشتم که خوب نوشتن ، نمی خوام این شانسو در مورد وبلاگ شما از دست بدم .
پاسخ به این کامنت
shobe gabli aksare moshtariha in shekli boodan
gahi panah bar khodaa — ehsas mikardam gasde kolah bardari daran midoonin pool be kenaar ke az jibe tahvildar kasr mishe abroosh dar ma,raze khatar garaar migire imaan e ma tahvildar ha ham dar khatare
khjoda khodesh be dademoon berese
پاسخ به این کامنت
نه
خداییش حرفی که زدم واقعیتو گفتم
کارمندای بانک آدمای منظم و مقراراتی هستن از نوع نوشتن و ب شما کاملا مشخصه اما اینکه خوش سلیقه باشن کمن اما شما دارین
پاسخ به این کامنت
سلام .
خیلی با مزه بود. ولی می گما اون آقا بعد از عذر خواهی هم کاری کرده که بازهم شما متهم بشید.
عجب آدمهایی پیدا می شن.
پاسخ به این کامنت
سلام همکار . یه پیشنهاد دارم ، شما هم مثل من ، تو بانک یه برگ یادداشت بذارین بغل دستتون و در طول روز اگر چیز خاصی واستو پیش اومد بنویسین و عصری توی وبلاگتون بنویسینو عصری اگر این کارو کرده بودین به من بگین ، فک می کنم خودتونم متعجب شین که شاید کارتون چه جنبه های جالبی داره که زود ازش می گذرین.
پاسخ به این کامنت
این یک مسئله ای که هرلحظه برای هر تحویلداری اتفاق می افته واز این ادم ها زیاد پیدا میشن فقط باید تا دو سه روزکه احتمال اتهامم وجود داره پولهاشو جدا نگه داری چون …………………
پاسخ به این کامنت
بسیار جالب بــــــود. حالا اگه طرف واقعا قصد اذیت میداشت چکار باید کـــــرد؟!!!********
http://bankmaskan.mihanblog.com
پاسخ به این کامنت
سلام
بـــــا:
“جـــک قمـی” ، “یــــاس قمی” ، “بنیامین قمی” ، “دایی تقی و حسن خان در دانشگاه”
آپــــــــــــــــــــم
پاسخ به این کامنت
از وقتی باهاتون آشناشدم عصبانیتتونو ندیدم فکر نمیکردم اینجوری عصبانی بشید البته همه آدما عصبانی میشن
پاسخ به این کامنت