جام کجاست؟!

یکی از دوستان یه لطیفه بانکی برام تعریف کرد که من یاد ماجرایی افتادم که چندسال قبل اتفاق افتاد و یه ذره شبیه هم بود، اول ماجرا را براتون میگم ، بعدهم جوک رفیقمون را……………. ———————————————— با عجله از در شعبه اومد تو……. یه نگاه به صف طولانی جلوی باجه سیبا انداخت و مستقیم اومد [...]

ریش مثلثی در بانک!

این ماجرا مربوط میشه به سه چهار سال پیش و باز هم در یکی از روزهای شلوغ شعبه! بین افرادی که توی صف جلوی باجه من بودن یه جوان خوش هیکل هم توی صف بود که مثل یه سری از هم سن و سالهای ما مدل مو و ریش خاص خودش را داشت..از این مدل [...]

طبقه پایین

حدود پنج شش سال قبل که شعبه بلوار امین مشغول بودیم، یکی از مدارس بزرگسالان (که معمولا امتحانات افراد تجدیدی یا به قول یکی از همکاران : تیزهوشان ! در اونجا برگزار می شد) در شعبه ما حساب داشت و اکثر محصلین وجوه امتحانات را در باجه مستقر در طبقه پایین شعبه واریز می کردند… یه روز گرم [...]

خالی بند!

دروغ که حناق نیست! کنتور هم نداره، بابتش مالیات هم نمی گیرن! اواسط روز که سخت مشغول کار روزانه پشت باجه بودم، تلفن همراه یکی از مشتریان زنگ خورد. یه مرد حدودا ۵۰ساله با چهره ای کاملا موجه! بلند صحبت میکرد: “الو..سلام ..خیلی مخلصیم آقا…در خدمتیم…..چی فرمودین؟؟…آقا شرمنده…من الآن قم نیستم!!!! جاتون خالی الآن مشهد [...]

پین پد..

یه روز شلوغ مشغول انجام امور مشتریها بودیم ،  آقای میانسالی جلوی باجه بود که قصد داشت با pinpad از حسابش برداشت کنه .نفر بعدی هم یه پسر جوان بود..کار برداشت با کارت تمام شد و طرف وجه را که دریافت کرد به سمت درب خروجی رفت که ناگهان شخص جوان یه نگاه به دستگاه [...]