دزد کوچک…

یه خاطره مربوط به سال ۱۳۸۰:

یه جوان بود همسن و سال همون موقع خودم..یه چک صدهزار تومنی داد..پاس کردم و یه بسته اسکناس هزارتومنی تحویلش دادم…قانونا باید اسکناس را جلوی باجه شمارش کرد،وگر نه کم و کسرش گردن خود مشتریه… رفت یه مقدار اونورتر و مشغول شمارش شد…جلوی باجه ام شلوغ بود..ناخودآگاه از بین دو تا مشتریها زیر نظر گرفتمش..همینطور که شمارش می کرد ، از لای بسته چند تا اسکناس بیرون کشید و گذاشت تو جیبش…چند لحظه بعد اومد جلوی باجه و گفت:” این بسته هفت برگش کمه”……من که دیدم چکار کرده بود، گفتم : نه ، کاملا درست بوده، باید جلوی باجه شمارش میکردی. ولی طرف دائم اصرار می کرد و طلبکار باقی پول بود…وقتی دیدم وضع اینجوریه نخواستم جلوی جمع آبروش بره..از مشتری ها اجازه گرفتم و بلند شدم..طرفو به باجه آخر که خالی بود هدایت کردم..همونطور که جلوی خودش و دور از سایر مشتریها بسته اسکناس را شمارش می کردم ،آروم بهش گفتم:” ببین ، مثل بچه آدم راهت را بکش و برو، وگر نه پس گردنت را مثل اردک می گیرم و تحویل پلیس میدم تا اونا هفت برگ اسکناسی را از لای بسته کشیدی و تو جیب سمت چپ گذاشتی ، از جیبت در بیارن”…. یه لاف هم براش اومدم:”دفعه بعد هم خواستی دزدی کنی یه جایی برو که دوربین مخفی نداشته باشه”….طرف فکش افتاد…بدجور جا خورد..بسته اسکناس را از من گرفت و سریع از در شعبه خارج شد……بچه پررررررررو!

http://www.shokri.ir/banknevesht/wp-content/themes/the-book/the-book/images/mohr1.gif

————————————————————————————————-

خلاصه و کوتاه از “اولین نشست وبلاگ نویسان بانک ملی”

بالاخره روز پنجشنبه پنجم آبان نود اولین گردهمایی وبلاگ نویسان بانک ملی در مجموعه فرهنگی آموزشی کوثر یا همون آجودانیه برگزار شد.

از حدود روز دوشنبه بود که با پیامک روابط عمومی از تاریخ برگزاری همایش خبردار شدیم.با توجه به اینکه دوماه پیش بود که ثبت نام کرده بودیم. طبق گفته جناب آقای حسین زاده،عضو محترم هیات مدیره بانک” قرار بود زودتر از اینها برگزار بشه” اما از قرار معلوم اتفاقات این وقته باعث وقفه شده بود.

بعد از برگزاری موفق دو دوره جشنواره وبلاگهای بانکی، اینبار هم با ایده جناب آقای حسین زاده، اولین گردهمایی هم شکل گرفت.

*طبق برنامه از ساعت نه صبح مراسم شروع میشد که خوشبختانه راس ساعت نه وارد سالن شدم.

*از شهر قم غیر من سه نفر دیگه از همکارا دعوت شدن که قبل از ورود به سالن که تماس گرفتم، هنوز تو مترو بودن.

*همکارای مهمان از شهرستانها ، در خوابگاه مستقر شده بودن ،که با اتوبوس به محل مراسم منتقل شدن.

*با توجه به فاصله نزدیک قم و تهران نیازی به اسقرار ما در خوابگاه نبود.

*دو نفر مهمانان برنامه به این قرار بودند:

۱-_دکتر حمید ضیائی پرور

۲- دکتر حمیدرضا صدر ،استاد دانشگاه و روزنامه نگار که البته بیشتر ما ،در برنامه نود ایشون را زیارت کردیم.

*در بسته اهدایی به مهمانان ، برنامه مراسم و اسامی همکاران شرکت کننده در سه برگ چاپ شده بود که جای خالی اسامی وبلاگ همکاران در جلوی اسامی احساس میشد.

*مراسم طبق معمول با تلاوت آیاتی از قرآن ، و پخش سرود ملی شروع شد.

* نوع چینش میز و صندلی ها همانند مراسمات جشن بود که این هم در نوع خود جالب بود و به جو صمیمی همایش کمک می کرد.

* دکتر ضیائی پرور به عنوان سخنران پشت تریبون رفتند و همراه با نمایش اسلایدهایی که تهیه کرده بودند، مطالب بسیار مفید و جالبی را از تاریخچه اینترنت تا انواع وبسایتها و شبکه های مختلف اجتماعی و خبری را معرفی و تشریح کردند.

*برنامه بعدی میزگرد بود که با حضور جناب آقای حسین زاده،دکتر ضیائی پرور و دکتر صدر تشکیل شد.

*ابتدا شرکت کنندگان در میزگرد مطالبی را در ارتباط با این همایش ارائه کردند و بعد نوبت به پرسش و پاسخ رسید که به تعدادی از همکاران با نوشتن روی برگه هایی که از قبل تحویل شده بود و تعدادی هم با میکروفونهای سیار در سالن سوالات و نظراتشون را ارائه کردند.

*اعتراف داوطلبانه دکتر صدر به اینکه هوادار تراکتورسازیه در نوع خودش جالب بود با توجه به اینکه طبق گفته خودشون اهل شهرستان محلات هستن!

*فضای پرسش و پاسخ صمیمانه و غیر رسمی بود و باعث شد که در این حدود سه ساعت میزگرد،احساس خستگی نکنیم.

*معلومات بالای همکاران وبلاگ نویس از محدوده شغلی خود و حتی فراتر از اون، در نوع خودش جالب توجه و قابل تامل بود.

*آقای حسین زاده به وبلاگی(من و بانک)اشاره کردن که از قرار معلوم توسط سه نفر از همکاران خانم مدیریت میشه، نویسندگانش هم در جمع بودند که دکتر صدر به شوخی از جمع شدن سه نفر خانم در یه وبلاگ تعجب کرد!

*تمامی شرکت کنندگان با اختیار خودشون صحبت کردند و سوال پرسیدن غیر از خانم سالمی از بوشهر که با نشونه هایی که آقای حسین زاده از وبلاگ ایشون دادند، دعوت به صحبت شدند.

*با پایان میزگرد و قبل از ورود به سالن نهارخوری، فرصتی بود تا همکارا بیشتر رو در رو و چهره به چهره صحبت کنند و بازار عکس یادگاری همکارا با همدیگه و مهمانان نشست حسابی گرم بود.

*بعد از نهار بازم بازار زیارت دوستان گرم بود.اونم توی محوطه و زیر نم نم بارون…دوستایی که بدون هیچ چشمداشتی تجربیات خودشون را برای سایرین به اشتراک گذاشتن….

*برخورد مجددا با همکارایی که قبلا زیارت کرده بودیم و ملاقات همکارایی که سابق بر این افتخار آشنایی از طریق وب داشتیم و از معلوماتشون استفاده کرده بودیم ، از اتفاقات جالب همایش بود.

آقایان : مهرانپور ، گل آرا(همون عمولی خودمون) ، لطیفی ، آقای مصفا و همسر محترمشون خانم رفاه کار ، خانم سالمی و تعدادی زیادی از دوستان….

در آخر هم آرزوی دیدار مجدد دوستان در آینده ای نزدیک…

کم و کسری این گزارش را هم به بزرگواری خودتون عفو کنید…..

http://www.shokri.ir/banknevesht/wp-content/themes/the-book/the-book/images/mohr1.gif

———————————————————————————————

رسانه ملی یا تریبون شخصی؟!

وقتی میگن صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، یعنی جایی که رعایت ادب بشه، به کسی بیخود و بیجهت برچسب نزنن، به کسی توهین نشه،مجریش اول جمله را مزه مزه کنه بعد بگه، وگرنه منم یه پا مجری ام! ناسلامتی صفت اسلامی را یدک میکشه! اون کسی که میره تو رادیو یا تلویزیون، حرف زندنش یه فرقی با بقیه داره. اینکه یکی بیاد جلوی دوربین و فکر کنه منزل پدریشه و از روی جهالت و محض خوشمزگی و خنده عده ای ، به پرسنل یه مجموعه چهل پنجاه هزار نفری توهین کنه ، هیچ توجیهی نداره.کاری که حدود دو هفته پیش “سید علی ضیاء” مجری برنامه نیمروز انجام داد. گفتن تمسخر آمیز جمله “هرجا سخن از اختلاس است” توسط این آقای به اصطلاح مجری ولی نادان . این نتیجه میدون دادن به یه بچه اس که هنوز دست چپ و راست خودش را پیدا نکرده..

هر چقدر پیگیری کردم که این آقا چه حقی داره که به کارکنان یه مجموعه توهین میکنه ، هیچ فایده ای نداشت. یه متن شکایت از طرف همکارا برای روابط عمومی شبکه سه ارسال شد.مسئول روابط عمومی شبکه سه هم بعد از کلی صغری کبری بافتن،در جواب گفت: “اگه قرار باشه بابت هر جمله ای که گفته میشه عذرخواهی کنیم که سنگ روی سنگ بند نمیشه؟!”

چطوریاست که به هر کی توهین می کنند و سنگ روی سنگ بند میشه اما پای عذرخواهی که وسط میاد ، برای آقایون افت داره.

این درسته که به صرف فرار چند مجری رادیو تلویزیون به اونور آب و اجرای برنامه برای شبکه های ماهواره ای “قصبه کفر جهانی”(به قول حمید خان) ، ما هم به سایر مجریان صدا و سیما ، برچسب عامل بیگانه و جاسوس بزنیم؟

وانگهی،هنوز هیچ اتهام مالی متوجه دکتر خاوری اثبات نشده که این آقا اینطور اظهار فضل میکنه! مگه این بچه لوس و ننر کیه و چکارس که نظر میده؟

به هر حال ما که هنوز پیگیر بی ادبی این آقا هستیم،متنی هم که در شکایت از این آقا برای رسانه به اصطلاح ملی فرستادیم را براتون می نویسم، هر چند که آقایون به روی مبارک هم نیاوردن:

جناب آقای ضرغامی، ریاست محترم صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

با سلام

لودگی توام با توهین” زیبنده ی مجریان صدا و سیمای جمهوری اسلامی نیست. ادای عبارت کودکانه و بس احمقانه و صد البته توهین آمیز”هر جا سخن از اختلاس است…..” توسط آقای سید علی ضیاء در برنامه ی” نیمروز” که با هدف “خودشیرینی و جذب مخاطب بیشتر”و به قیمت” توهین آشکار” به کارمندان خدوم بانک ملی ایران انجام گرفته بشدت محکوم و حداقل جبران آن” اقرار به اشتباه و نیز عذر خواهی رسمی” از طریق سیمای جمهوری اسلامی می باشد.
از طرف جمعی از پرسنل بانک ملی ایران

————————-

پ.ن: اون یکی وبلاگمون را هم در دست افتتاح داریم تا بلکه مطالب غیر بانکی را اونجا بنویسیم: اینم لینک جدیدترین مطلبش: “مردم آزار

http://www.shokri.ir/banknevesht/wp-content/themes/the-book/the-book/images/mohr1.gif

———————————————————————————————————–

یه سوتی نه چندان کوچیک!

بعضی وقتا یه نکته هایی از چشم ما کارمندای بانک جا میمونه که جای تعجب داره…اون چک تاریخی را که یادتون هست..همونی که دو سال پیش بابت خرید درصدی از سهم شرکت مخابرات صادر شده بود…رکورد سنگین ترین چک از لحاظ مبلغ را در تاریخ کشور به خودش اختصاص داد….همون موقع که تو وبلاگ خبرش را منتشر کردم یکی از بازدیدکنندگان سایت پیغامی گذاشت که متنش این بود: “سلام
به نظر بنده این چک دارای چند مشکل است که نبایستی پاس می شد!
اول اینکه همه ی شرکتها دارای مهر هستند و الزاما بایستی تمامی چک هایشان دارای مهر باشد ولی این چک فاقد مهر می باشد
دومین مشکل این چک رو زمانی بهتون میگم که مشکل اول رو پاسخ داده باشید

که البته جواب من این بود که :”دوست گرامی .. چک مذکور مهمور به مهر برجسته است که همانطور که مطلع هستید در تصویر چک قابل رویت نیست…
با سپاس از دقت نظر شما…
مشکل دوم؟

cheke-tarikhiمشکل دومی را توی متن چک پیدا نکردم و این دوستمون هم دیگه تو نظرات وبلاگ چیزی را عنوان نکردن..تا اینکه امروز صبح توی فیسبوک مجددا به عکس این چک برخورد کردم…..همینجوری داشتم مرورش می کردم که یهو متوجه یه اشتباه ، اونم نه اشتباه کوچیک ، توی متن چک شدم..مبلغ چک به حروف این بود : پانزده تریلیارد و ششصد و سی و هشت میلیارد و سیصد و بیست نه میلیون و دویست و دوازده هزار و چهارصد و چهل و هشت ریال و به عدد نوشته بود :۱۵،۶۳۸،۳۲۹،۲۱۲،۴۴۸ ریال.. یه بار دیگه اطلاعات ریاضی خودم را چک کردم…میلیون..بعدش میلیارد..بعدش تریلیون …بعد از اون میشه تریلیارد….برای اطمینان هم یه نگاه به جدول پیشوندهای SI انداختم( اینم عکس جدول)..درست حدس زده بودم..در متن چک به جای پانزده تریلیون ، نوشته بود پانزده تریلیارد!!! یه رقم فاحش و وحشتناک اختلاف بین حروف و عدد….شاید منظور دوستمون که نظر داده بودن همین بوده..عجیبه که تا حالا متوجه نشده بودم…و شاید یکی از دلایلی که من و عده زیادی دیگه متوجه این مبلغ نشده بودیم این بود که تاحالا یه همچین مبلغی را زیارت نکرده بودیم..ولی فکر کنم خیلیها قبلا متوجه این مسئله شده باشن..به هر حال همه سوتی میدن…ما کارمندای بانک هم یکی از همین مردم…ببین چند نفر متوجه نشدن: اونی که نوشته، اونایی که امضا کردن، اون کسی که تایید کرده..اونایی که پاس کردن…بعد خبرگزاریهایی که منتشرش کردن!!!.جل الخالق!!!

http://www.shokri.ir/banknevesht/wp-content/themes/the-book/the-book/images/mohr1.gif

————————————————————————————————————–