اکثرا با این جمله آشنایین که : ” پول را اگه از
روی زمین هم پیدا کردی ، بشمار!” ..معنیش این نیست که بشماری و بزاری جیبت!!..بشمار که اگه صاحبش خواست نشونیش را بده ، مشکلی نداشته باشی..پولشمار جیبی هم که داشته باشی ، همه جا خیالت راحته ، چه توی کوچه و خیابون و چه توی بانک….تعجب نداره..این روزا با پیشرفت سریع علم و تکنولوژی، دیدن روزانه وسایل عجیب و غریب و کار راه انداز ، یا به عبارت دیگه همون “گجت ها” برامون عادی شده…به همین خاطر وقتی عکس پولشمار انگشتی را دیدم ، زیاد تعجب نکردم..پول شماری که Wei Hansen و دوستانش طراحی کردند،شاید انقلابی در صنعت شمارش پول!.جالبه..در آینده به جای پولشمارهای سنگین و جاگیر ، با یه وسیله کوچیک و چند سانتی پول بشماریم!..البته بعیده که به دقت پولشمارای خودمون باشه ولی خب، کم کم اشکالاتش هم رفع میشه..
این دستگاه پول شمار که بصورت انگشتیه و با توجه به سایز کوچیکش و قرار گرفتن توی دست مثل یه انگشتری به کمک اشعه مادون قرمزی که بر روی اسکناس ها ساطع می کنه تعداد اسکناس را در صفحه LED کوچیکش به نمایش میده. شاید با تولید انبوه این ماشین پول شمار انگشتی انگشتای شما هم مجهز به یک پول شماربشه.

پی نوشت:
و اما… زیرآب چیست و زیرآب زن کیست؟ مثال بزنید!!!!!
یکی از همکارا در وبلاگشون به پدیده دلچسب و شیرین و فراگیر “زیرآب زنی” اشاره فرموده بودن که لازم دیدم توضیح بدم که این واژه عزیز از کجا مرسوم شد و ریشه اش کجاست تا بیشتر به دلتون بچسبه و چرا اصلا میگن “زیرآب زدن”..
ماجرا اینه :
زیرآب ، در خانه های قدیمی تا کمتر از صد سال پیش که لوله کشی آب تصفیه شده نبود معنی داشت . زیرآب در انتهای مخزن آب خانه ها بوده که برای خالی کردن آب ، آن را باز می کردند .
این زیرآب به چاهی راه داشت و روش باز کردن زیرآب این بود که کسی درون حوض می رفت و زیرآب را باز می کرد تا لجن ته حوض از زیرآب به چاه برود و آب پاکیزه شود .
در همان زمان وقتی با کسی دشمنی داشتند. برای اینکه به او ضربه بزنند زیرآب حوض خانه اش را باز می کردند تا همه آب تمیزی را که در حوض دارد از دست بدهد .
صاحب خانه وقتی خبردار می شد خیلی ناراحت می شد چون بی آب می ماند .این فرد آزرده به دوستانش می گفت : «زیرآبم را زده اند. »
این اصطلاح که زیرآبش را زدند ریشه از همین کار دارد که چندان دور هم نبوده است.
و اما در فرهنگ لغت:
مجرایی است در ته مخزنهای آب که هنگام خالی کردن آب ، آن را بگشایند. (فرهنگ عامیانه جمال زاده ). مخرجی دربسته در تک خزانه یا حوض یا آب انبار و غیره که به چاهی یا مغاکی منتهی میشود تا آنگاه که خواهند، آن را باز کنند و آبدان از آب و لجن تهی شود. (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
-زیرآب زدن ; باز کردن زیرآب تا آب مستعمل یا گنده فروشود. (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
-زیرآب کسی را زدن ; او را نزد کسی متهم کردن و بدین وسیله دست او را از عملی و جز آن کوتاه کردن . چاکری را پیش خواجه به غمازی منفور ساختن و سبب اخراج او شدن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). کسی را از سر کاری برداشتن و از خدمت معاف کردن یا بشدت بر ضرر و به ضد او اقدام کردن و او را بی آنکه بداند از جایی راندن . (فرهنگ عامیانه جمال زاده ).
- عقاید عالمی را به کفر و زندقه نسبت کردن . رای او را با دلیلی تردید کردن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
- تعبیری است نظیر: کلک کسی را کندن و امثال آن که شاید بتوان آنرا حتی در مورد از میان برداشتن و از بین بردن کسی یا چیزی استعمال کرد. (فرهنگ عامیانه جمال زاده ).
نام ایستگاهی است بین شاهی و تهران و ۳۰۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳). قریه مهم بلوک آنند در ناحیه ولوپی سوادکوه و هیجدهمین ایستگاه راه آهن تهران – بندر شاه . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). حد شمالی سوادکوه است و در زیرآب رودخانه راست پی و لوپی یکی میشود. (التدوین ).
دهی از دهستان خسویه است که در بخش داراب شهرستان فسا واقع است و ۵۳۸ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷). رجوع به فارسنامه ناصری شود.
————————
پی نوشت دوم:
برای ثبت یا اصلاح مشخصات حساب یارانه ها به این آدرس مراجعه کنید: http://yaraneh.amar.org.ir

—————————————————————————————————