اپیزود اول: بنزین سهمیه بندی میشه
، یه عده سرازیر میشن توی خیابون ، برای اعتراض پمپ بنزین آتیش میزن .زیاد دلشون خنک نمیشه! چاشنی قضیه یه مقدار بنزین (همونی که میگن کمه!) همراه کبریت یا فندک نثار چندتا از بانکها میکنن!
اپیزود دوم: تیم ملی صعود میکنه جام جهانی، طبیعتا مردم خوشحال میشن
، میریزن توی خیابون، جشن
و پایکوبی
و بوق بوق ماشینها و برای تکمیل کردن شادی و شعف چی کمه؟ دو تا بانک را آتیش بزنیم بد نیست؟!!
اپیزود سوم: آقای مربی محترم به همراه بازیکنان تیم در مسابقات مقدماتی گند زدند و افتضاح ببار آوردند، یه عده از خلایق هم شاکی شدند
و یه جوری باید دق و دلیها خالی بشه! چه گزینه ای بهتر از ساختمان بانکها؟!(شاید شبیه ساختمان فدراسیون فوتباله!)
اپیزود چهارم: کاندید مورد علاقه ما رای آورده ، خیلی حال میکنیم
، میریزم توی خیابون بزن و بکوب
و کولی بازی…. محض خالی نبودن عریضه شیشه دو تا از بانکها را هم میشکنیم (البته در این مورد آتیشش نمی زنیم ؛ چون خوشحال هستیم!)
اپیزود پنجم: کاندید ما رای نیاورده ؛آخر حالگیریه
!(مخصوصا اگه دو ماه با رقیبامون کُری خونده باشیم).جهت اعتراض میرزیم توی خیابون و شلوغ باز ی
و سر صدا
و کلی کولی بازی و غربتی گری
؛که البته کاری نداریم که مقصر کیه!هر کی که هست باید شیشه بانکها شکست و آتیشش زد و تا جزغاله نشه دلمون خنک نمیشه!
اپیزود ششم: توی دانشگاهمون بحث سیاسی شده
، قضیه بالا میگیره و کار را به خیابون میکشیم ! یه مقدار ما اونا رو میزنیم یه خورده هم اونا مارو! کاری نداریم کی کیو زده
! مهم اینه که بانکها را باید سوزوند!
اپیزود هفتم: میخوایم کودتا کنیم، حالا هر نوعش که می خواد باشه، از مخملی و حریر و فاستونی گرفته تا سمباده ای! اولین گزینه برای موفقیت در کودتا تبدیل چند تا بانک به ذغال درجه یکه!
اپیزود هشتم: شب چهارشنبه سوریه! دوتا شیشه بانک را هم بشکنیم بد نیست! اگه آتیشش زدیم که بهتر! پریدن از روی آتیش بانک خیلی حال میده! میگن سرخی و زردی آتیشش هم اورجیناله
!
اپیزود نهم :اصلا چکار داری که چی شده؟ تو بانک را آتیش بزن دلت خنک شه!
…………….
سناریو بالا را هر جوری که دستکاریش کنی ، بانکها از محبت خلق بی نصیب نمیشن!
آخرش هم نفهمدیم که بانکها چه هیزم تری به این بنی بشر فروختند که از دولت آمریکا (که بانکها ما را تحریم کرد)گرفته تا دولت خودمون(که همه تقصیرها را گردن بانکها می اندازه) و همین ملت عزیز خودمون! با بانک پدر کشتگی دارند؟! و تنها موردی هم که سیاستهای ما با سیاستهای آمریکا همخونی داره سر مسئله “چرزوندن” بانکهاست!
خدایا این ساختمان بانکها را از ما نگیر!

ترجمه عربی متن!، ویژه عرب زبانها!!!!:
أول اپیزود : میشه نظام حصص البنزین
، ، یه قوة الهبوط آمن خیابون الأول ، للاحتجاج على محطة وقود آتیش میزن. دلشون لا تبرد کثیرایه Salmagundi نظریة کمیة الغاز (همونی أن میگن کمه!) أخف أو نثار مباریات مع بعض البنوک میکنن!
اپیزود الثانیة : یشن المنتخب الوطنی فی کأس العالم ، من الطبیعی أن الناس سعداء آمن
، میریزن الأول خیابون ، جشن
و و پایکوبی دس
البوق والبوق ، والباردون الکامل وسعید شعف کمه ماذا؟ بنک البلدین لیس سیئا آتیش؟! 
اپیزود الثالثة : عزیزی السید المدیر الفنی لفریق مع اللاعبین فی البطولة وزدند نتن مؤسسة ببار الفضیحة ، وعدد من یه الشکوى کانت خلایق
ویجب قرع یه جوری بشه ودلیها فارغة! ما هی الخیارات التی من بناء عالم أفضل بنک؟ (ربما مماثلة لبناء الاتحاد فوتباله!)
اپیزود رابعا : لدینا المرشح المفضل فی التصویت ، هی غایة
، میریزم الأول خیابون بزن وبکوب
ألعاب الغجر ، و…. ذکرى اثنین من الزجاج فارغة ، لیس فقط على البنوک میشکنیم (طبعا هذا لا آتیشش زنیم ؛ سعداء لان!) Read the rest of this entry »