حدود پنج شش سال قبل که شعبه بلوار امین مشغول بودیم، یکی از مدارس بزرگسالان
(که معمولا امتحانات افراد تجدیدی یا به قول یکی از همکاران : تیزهوشان !
در اونجا برگزار می شد) در شعبه ما حساب داشت و اکثر محصلین وجوه امتحانات را در باجه مستقر در طبقه پایین شعبه واریز می کردند…
یه روز گرم تابستان بود که آقایی اومد و درباره واریز وجه به حساب این مدرسه سوال کرد
.من هم طبق معمول که همه را به باجه طبقه پایین هدایت می کردیم, گفتم : برو پایین….
حدود نیم ساعتی گذشت ؛ همان شخص با چهره ای گرفته که تمام صورتش از گرمای هوا خیس عرق بود
اومد جلوی باجه من و گفت: مرد حسابی چرا درست راهنمایی نمی کنی ؛
من تا یک کیلومتر پایینتر رفتم ولی چیزی نبود؟!!!!!!
نگو طرف با شنیدن جمله ” برو پایین ” راهش را گرفته بود و تا انتهای بلوار امین رفته بود ؛ حالا بماند اینکه تا انتهای بلوار دنبال چی می گشته !!
طرف بعد از اینکه متوجه اشتباهش در گرفتن معنی جمله شد
کمی از عصبانیتش کم شد و لبخندی زد و رفت پایین….

————————————————————————————————————————-