پلیس آفریقا در بانک ملی!

اولین سال استخدامم ،حکمم را برای یه شعبه زدن که منطقه ای شلوغ بود و از لحاظ سطح اقتصادی ضعیف ..

تقریبا روبروی شعبه ما یه بانک صادرات بود که یکی دوتا از کارمنداش کمی خرده شیشه داشتند و بعضی وقتا شیطنتهاییhttp://shokri.ir/smile/07.gif می کردن که اکثرا برای ما دردسر میشد…مثلا بیشتر مواقع شعبه ما لبریز از جمعیت بود و بیشترشون برای قبض آب و برق و…اومده بودن ، وقتی به مشتریا میگفتیم که: آقا و خانم محترم ، بانک روبرویی خلوته، حداقل چند نفرتون قبضاتون را اونجا بدین، جواب میدادن: ما اونجا قبض نمیدیم، کارمنداش گفتن که پرونده قبضای ما توی بانک ملیه، اگه تو صادرات پرداخت کنین حساب نمیشه و بدهی براتون میادhttp://shokri.ir/smile/83.gif!
این یه نمونه از حرکت های شیطنت وار این جنس خرابها بود…

اینا را گفتم تا مقدمه ای باشه برای یه ماجرایی که همون سال اول استخدامم اتفاق افتاد، قضیه این بود:

ایندفعه یکی از روزای خلوت کاری بود، یه مشتری اومد جلوی باجه ام ، یه دست کت و شلوار توپ تنش بود و با یه کیف جنتلمنی دستشhttp://shokri.ir/smile/121.gif، تو همون نگاه اول حدس زدم طرف کم کمش دکترا را داره! نوبتش که شد سلام کرد، منهم گفتم : سلام قربان ، در خدمتیم.
گفت: ببخشید ، مزاحم شدم، من پلیس هستم در بخش شمالی آفریقا، توی گوشم هم یه تلفن دارم (۱)، زنگ هم میزنه، سازمان ملل گفته که برای دریافت حقوقم به شعبه شما مراجعه کنم، لطف کنید حقوق بنده را بدین ، یه خورده عجله دارم!!! http://shokri.ir/smile/154.gifhttp://shokri.ir/smile/155.gif

حداقل ده ثانیه ای هنگ کردمhttp://shokri.ir/smileys/13.gif!چی فکر میکردیم چی شد…بنده خدا حسابی مشکل داشت…مونده چی جوابش را بدم کهhttp://shokri.ir/smileys/45.gif یه وقت بهش برنخوره و سکه یه پولمون نکنهhttp://shokri.ir/smile/102.gif…گفتم: ببخشید قربان اما من نمیتونم کمکی به شما بکنم.. پرسید : چرا؟ پرسیدم: شما فرمودین پلیس بخش شمالی آفریقا هستین؟ گفت: بله… گفتم : شعبه ما طبق قرارداد حقوق بخش جنوبی آفریقا را پرداخت میکنه، بخش شمالی آفریقا مربوط میشه به بانک صادرات اون طرف خیابون!!!http://shokri.ir/smileys/4.gif
اینو که گفتم ، طرف گفت: پس خیلی عذر میخوام که مزاحم وقت شریفتون شدم، الآن میرم اونجا تا حقوقم را بگیرم، خدانگهدار!
یه نفسی به راحتی کشیدم، خودم و چندتا مشتریای تو صف؛ تو کف این جواب مونده بودیمhttp://shokri.ir/smile/11.gif…نسبت به شغل کارمندی بانک کم سن و سال بودم http://shokri.ir/smile/90.gifو از شیطنتی که در جواب حرکتای قبلی همکارای صادراتی کرده بودم خوشحالhttp://shokri.ir/smileys/19.gif! تو دلم گفتم : خدا به کارمندای صادرات رحم کنه، این آدمی که من دیدم تا حقوق پلیس شمال آفریقا را نگیره دست از سرشون برنمیدارهhttp://shokri.ir/smile/13.gif

—–جوونی کجایی که یادت بخیر!http://shokri.ir/smile/70.gifhttp://shokri.ir/smileys/4.gif

توضیح(۱):اون زمان هنوز چیزی بنام هندزفری نبود یا حداقل من ندیده بودم که بگم شاید منظور طرف این بوده!

——-

http://www.shokri.ir/banknevesht/wp-content/themes/the-book/the-book/images/mohr1.gif

—————————————————————————————————–

۲۶ Responses to “پلیس آفریقا در بانک ملی!”

  1. خیلی توپ بود !!!

    پاسخ به این نظر

  2. خوب بوده حاضر جواب بودین
    خداییش حال کردم حالشون رو گرفتین.
    من نمی دونستم توی شهر ما هم بودین.خوب چرا زحمت خودتون می دادین می رفتیم قلاب می انداختین می گفتین خودمون واستون ماهی دودی درست می کردیم

    پاسخ به این نظر

  3. سلام ممنون از اینکه جوابمو دادید؟ یعنی تو ایام ماه رمضان بعد از افطار کلاس تشکیل میشه؟؟

    پاسخ به این نظر

  4. ای ول ………….خداییش نترسیدی صادراتی ها به همان افریقا صادرت کنن .حالا…….

    پاسخ به این نظر

  5. سلام.

    خیلی قشنگ بود… حالا بعداً نیومد دوباره پیشت ؟ دردسر ساز نشد که ؟ P-:

    پاسخ به این نظر

    مدیر وبلاگ Reply:

    سلام…
    نه شکرخدا..هر مصیبتی بود سر همکارای اونور خیابون نازل شد!

    پاسخ به این نظر

  6. یکی طلبت…جبران میکنیم …!:D

    پاسخ به این نظر

    مدیر وبلاگ Reply:

    سید جون…عفو کن! جوونی کردیم!!

    پاسخ به این نظر

  7. ز مردم دل بکن یاد خدا کن
    خدا را وقت تنهایی صدا کن
    در آن حالت که اشکت می چکد گرم
    غنیمت دان و ما را هم دعا کن

    پاسخ به این نظر

  8. سلام
    وبلاگ جالبی داری منو که خیلی سرگرم خودش کرد …
    یه زمانی منم خیلی دوست داشتم همکار شما بشم ولی انگار قسمت نبود…
    آخرین تلاشمو برای بانک مرکزی کردم که جواب نداد …
    التماس دعا…
    موفق باشی دوست عزیز

    پاسخ به این نظر

  9. باشه اقای شکری حالا دارم برات …….با کارمندای صادرات هم شوخی ….

    پاسخ به این نظر

  10. سلام همکار عزیز
    راستیتش از این اتفاقات زیاد میفته. شیطنتها توی شهر ما جالبتره. چند تا بانک به کافی نت ها وام داده بودن که وامهای ازدواج رو فقط برای بانک ملی بنویسه!!!

    پاسخ به این نظر

  11. سلام…..
    با اینکه صفر کیلومتر بودی ولی خوب پیچوندیشاااا !!!
    ———————————
    با اجازتون شما رو لینک کردم .

    پاسخ به این نظر

  12. ایول!

    پاسخ به این نظر

  13. سلام داداش گلم طاعات وعباداتتون قبول حق
    خیلی باحاله وبلاگتون واقعا زیباست بازم میام
    ممنون ازقدوم سبزت درکلبه درویشیم بازم منتظرم
    التماس دعا

    قطره؛ دلش دریا می خواست

    خیلی وقت بود که به خدا خواسته اش رو گفته بود

    هر بار خدا می گفت : از قطره تا دریا راهیست طولانی، راهی از رنج و عشق و صبوری، هر قطره را لیاقت دریا نیست!

    قطره عبور کرد و گذشت

    قطره پشت سر گذاشت

    قطره ایستاد و منجمد شد

    قطره روان شد و راه افتاد

    قطره از دست داد و به آسمان رفت

    و قطره؛ هر بار چیزی از رنج و عشق و صبوری آموخت

    تا روزی که خدا به او گفت : امروز روز توست، روز دریا شدن!

    خدا قطره را به دریا رساند

    قطره طعم دریا را چشید

    طعم دریا شدن را

    اما؛ روزی دیگر قطره به خدا گفت: از دریا بزرگ تر هم هست؟

    خدا گفت : هست!

    قطره گفت : پس من آن را می خواهم

    بزرگ ترین را، و بی نهایت را !

    پس خدا قطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت و گفت : اینجا بی نهایت است!

    و آدم عاشق بود، دنبال کلمه ای می گشت تا عشق را درون آن بریزد

    اما هیچ کلمه ای توان سنگینی عشق را نداشت

    آدم همه ی عشقش را درون یک قطره ریخت

    قطره از قلب عاشق عبور کرد!

    و وقتی که قطره از چشم عاشق چکید. خدا گفت :

    حالا تو بی نهایتی، زیرا که عکس من در اشــک عــاشق است

    پاسخ به این نظر

  14. ما اخلاقا هر چه داریم از بچه های گل بانک ملیه!!!!

    پاسخ به این نظر

    مدیر وبلاگ Reply:

    چوبکاری میفرمایین!!!!

    پاسخ به این نظر

  15. درود
    متاسفانه احساسات بر همکاران مستولی شده است و بعضا به زعم این قلم در آن فضا به قاضی رفته اند!!!
    آنچه نگارنده بعنوان چالش بنیادین بر آن انگشت گذاشته است بی اخلاقی بوده!!که خود جای تامل ایضا تورق دارد که یک مجموعه را به عملکرد یکی دو کارمند تخطئه کردن؟!!
    در حقیقت اگر که ما بر منبر اخلاق نشسته ایم و دیگران را به بد اخلاقی متهم می کنیم شایسته نیست خود نیز بمثابه انها اتخاذ موضع کنیم چونکه این را عذر بدتر از گناه تلقی میکنیم.
    با این حال از خداوند طلب سعه صبر وپرهیز از هتک حرمت همدیگر می کنم
    ایام عزت مستدام

    پاسخ به این نظر

    مدیر وبلاگ Reply:

    ؟؟!!!!!!!!!!!!!!

    پاسخ به این نظر

  16. ?????????????????????????????????????????????????
    !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    البته اول سلام

    پاسخ به این نظر

    مدیر وبلاگ Reply:

    علیک السلام ….
    موضوع چیه؟!!!

    پاسخ به این نظر

  17. سلام
    درود بر کارمند شریف و صادق و کاری بانک ملی آقای شکری
    امیدوارم هم در عرصه کار بانکی و هم در عرصه وبلاگ نویسی موفق باشید..
    عباسی(ازبچه های استانداری قم امور مالی)

    پاسخ به این نظر

  18. سلام !
    خیلی جالب بود این پُست ، خوشحالم از آشنایی .

    پاسخ به این نظر

  19. با عرض پوزش بعلت تاخیر(تولدت مبارک) با ارزوی سلامتی وطول عمر برای شما

    پاسخ به این نظر

    مدیر وبلاگ Reply:

    ممنون..امسال مصادف شده بود با شبهای احیا..خودم هم فراموش کرده بودم…

    پاسخ به این نظر

  20. ای ول
    خیلی توووپ بود

    پاسخ به این نظر

پاسخی بنویسید