منم سرگشته حیرانت ای دوست………

15shaaban

منم سرگشته حیرانت ای دوست

کنم یکباره جان قربانت ای دوست

تنی نا ساز از شوق وصل کویت

دهم سر بر سر پیمانت ای دوست

دلی دارم در آتش خانه کرده

میان شعله¬ها کاشانه کرده

دلی دارم که از شوق وصالت

وجودم را ز غم ویرانه کرده

من آن آواره بشکسته حالم

ز هجرانت بُتا رو به زوالم

منم آن مرغ سرگردان و تنها

پریشان گشته شد یکباره حالم

زِ هَر سر بر سر سجاده کردم

دعایی بهر آن دلداده کردم

ز حسرت ساغر چشمانم ای دوست

زبان از یکسره از باده کردم

دلا تا کی اسیر یاد یاری؟

ز هجر یار تا کی داغداری؟

بگو تا کی ز شوق روی لیلی

تو مجنون پریشان روزگاری؟

پریشانم، پریشان روزگارم

من آن سرگشته ی هجر نگارم

کنون عمریست با امید وصلت

درون سینه آسایش ندارم

ز هجرت روز و شب فریاد دارم

ز بیدادت دلی ناشاد دارم

درون کوهسار سینه خود

هزاران کشته چون فرهاد دارم

چرا ای نازنینم بی وفایی؟

دمادم با دل من در جفایی

چرا آشفته کردی روزگارم

عزیزم دارد این دل هم خدایی

———————————————-

اللهم عجل لولیک الفرج

میلاد تنها منجی دنیای ظلمانی و فریاد رس داد مظلومان مبارک

————————————————————-

متن زیبای فوق همراه موسیقی و آواز بسیار دلنشین “حسین کشتکار بوشهری”

دانلود

برای شنیدن نمونه موسیقی از player زیر استفاده کنید


http://www.shokri.ir/banknevesht/wp-content/themes/the-book/the-book/images/mohr1.gif

————————————————————————————————-

۳ Responses to “منم سرگشته حیرانت ای دوست………”

  1. سلام
    من به کمک فنی شما نیاز دارم، لطفا با من تماس بگیرید. هر چه گشتم ایمیل شما را پیدا نکردم. vsiyami@yahoo.com .
    درباره موضوعی می خواستم مقداری از شما اطلاعات کسب کنم.

    پاسخ به این نظر

    عبدالرضا شکری Reply:

    ایمیل: email

    پاسخ به این نظر

  2. من پدرم همکار شماست و در بانک ملی کار میکن
    کار شما بسیار عالی بود و امیدوارم که بهتر بشود

    پاسخ به این نظر

پاسخی بنویسید